ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٣ - بهائيه
صبح ازل معتقد شدند و چون در آن زمان يحيى بيش از نوزده سال نداشت، ميرزا حسينعلى زمام كارها را در دست گرفت. اميركبير براى فرونشاندن فتنه بابيان از ميرزا حسينعلى خواست تا ايران را به قصد كربلا ترك كند و او در شعبان ١٢٦٧ به كربلا رفت، اما چند ماه بعد، پس از بركنارى و قتل اميركبير در ربيعالاول ١٢٦٨ و صدارت يافتن ميرزا آقاخان نورى، به دعوت و توصيه شخص اخير به تهران بازگشت. در همين سال تيراندازى بابيان به ناصرالدين شاه پيش آمد و بار ديگر به دستگيرى و اعدام بابيها انجاميد، و چون شواهدى براى نقش حسينعلى در طراحى اين سوءقصد وجود داشت، او را دستگير كردند. اما حسينعلى به سفارت روس پناه برد و شخص سفير از او حمايت كرد. سرانجام با توافق دولت ايران و سفير روس، ميرزا حسينعلى به بغداد منتقل شد و بدين ترتيب بهاءاللَّه با حمايت دولت روس از مرگ نجات يافت. او پس از رسيدن به بغداد نامهاى به سفير روس نگاشت و از وى و دولت روس براى اين حمايت قدردانى كرد. در بغداد كنسول دولت انگلستان و نيز نماينده دولت فرانسه با بهاءاللَّه ملاقات و حمايت دولتهاى خويش را به او ابلاغ كردند و حتى تابعيت انگلستان و فرانسه را نيز پيشنهاد نمودند. والى بغداد نيز با حسينعلى و بابيان با احترام رفتار كرد و حتى براى ايشان مقررى نيز تعيين شد. ميرزا يحيى كه عموم بابيان او را جانشين بلامنازع باب مىدانستند، با لباس درويشى مخفيانه به بغداد رفت و چهار ماه زودتر از بهاءاللَّه به بغداد رسيد. در اين هنگام بغداد و كربلا و نجف مركز اصلى فعاليتهاى بابيان شد و روز به روز بر جمعيت ايشان افزوده مىشد. در اين زمان برخى از بابيان ادعاى مقام من يظهره اللهى را ساز كردند. مىدانيم كه على محمد باب به ظهور فرد ديگرى پس از خود بشارت داده بود و او را من يظهره اللَّه ناميده بود و از بابيان خواسته بود به او ايمان بياورند. البته از تعبيرات وى برمىآيد كه زمان تقريبى ظهور فرد بعدى را دو هزار سال بعد مىدانسته است، بويژه آنكه ظهور آن موعود را به منزله فسخ كتاب بيان خويش مىدانسته است. اما شمارى از سران بابيه به اين موضوع اهميت ندادند و خود را من يظهرهاللَّه يا موعود بيان دانستند. گفت شده كه فقط در بغداد بيست و پنج نفر اين مقام را ادعا كردند كه بيشتر اين مدعيان با طراحى حسينعلى و همكارى يحيى يا كشته شدند يا از ادعاى خود دست برداشتند. آدمكشىهايى كه در ميان بابيان رواج داشت و همچنين دزديدن اموال زائران اماكن مقدسه در عراق و نيز منازعات ميان بابيان و مسلمانان باعث شكايت مردم عراق و بويژه زائران ايرانى گرديد و دولت ايران از دولت عثمانى خواست بابيها را از بغداد و عراق اخراج كند. بدين ترتيب در اوايل سال ١٢٨٠ ق. فرقه بابيه از بغداد به استانبول و بعد از چهارماه به ادرنه منتقل شدند. در اين زمان ميرزا حسينعلى مقام من يظهره اللهى را براى خود ادعا كرد و از همين جا نزاع و جدايى و افتراق در