ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - بهائيه
على محمد در مجالس علما نتوانست ادعاى خود را اثبات كند و چون از او درباره برخى مسائل دينى پرسيدند، از پاسخ فرو ماند و جملات ساده عربى را غلط خواند.
رفتار جنونآميزش شبهه خبط دماغ را مطرح و از صدور حكم اعدام او خوددارى كردند. اما برخى ديگر على محمد را مردى دروغگو و رياستطلب مىشمردند و از اين رو حكم به قتل او دادند. على محمد همراه يكى از پيروانش در ٢٧ شعبان ١٢٦٦ در تبريز تيرباران شد.
همانطور كه ديديم سيد على محمد آراء و عقايد متناقضى ابراز داشته است اما از كتاب بيان كه آن را كتاب آسمانى خويش مىدانست، برمىآيد كه خود را برتر از همه انبياى الهى و مظهر نفس پروردگار مىدانسته و عقيده داشت كه با ظهورش آيين اسلام منسوخ و قيامت موعود در قرآن، به پا شده است. على محمد خود را مبشر ظهور بعدى شمرده و او را من يظهرهاللَّه (كسى كه خدا او را آشكار مىكند) خوانده است و در ايمان پيروانش بدو تأكيد فراوان كرد. او نسبت به كسانى كه آيين او را نپذيرفتند خشونت بسيارى را سفارش كرده است. وى از جمله وظايف فرمانرواى بابى را اين مىداند كه نبايد جز بابيها كسى را بر روى زمين باقى بگذارد. باز دستور مىدهد غير از كتابهاى بابيان همه كتابهاى ديگر بايد محو و نابود شوند و پيروانش نبايد جز كتاب بيان و كتابهاى ديگر بابيان، كتاب ديگرى را بياموزند.
بهائيه
فرقه بهائيه، فرقهاى منشعب از فرقه بابيه است. بنيانگذار آيين بهائيت، ميرزا حسينعلى نورى معروف به بهاءاللَّه است و اين آيين نيز نام خود را از همين لقب برگرفته است. پدرش از منشيان عهد محمدشاه قاجار و مورد توجه قائم مقام فراهانى بود و بعد از قتل قائم مقام فراهانى از مناصب خود بركنار شد و به شهر نور رفت. ميرزا حسينعلى در ١٢٣٣ در تهران به دنيا آمد و آموزشهاى مقدماتى ادب فارسى و عربى را زير نظر پدر و معلمان و مربيان گذراند. پس از ادعاى بابيت توسط سيد على محمد شيرازى در شمار نخستين گروندگان به باب درآمد و از فعالترين افراد بابى شد و به ترويج بابيگرى، بويژه در نور و مازندران پرداخت. برخى از برادرانش از جمله برادر كوچكترش ميرزا يحيى معروف به صبح ازل نيز بر اثر تبليغ او به اين مرام پيوستند.
پس از اعدام على محمد باب به دستور اميركبير، ميرزا يحيى ادعاى جانشينى باب را كرد. ظاهراً يحيى نامههايى براى على محمد باب نوشت و فعاليتهاى پيروان باب را توضيح داد. على محمد باب در پاسخ به اين نامهها وصيتنامهاى براى يحيى فرستاد و او را وصى و جانشين خود اعلام كرد. برخى گفتهاند اين نامهها توسط ميرزا حسينعلى و به امضاى ميرزا يحيى بوده است و حسينعلى اين كار و نيز معرفى يحيى به عنوان جانشينى باب را براى محفوظ ماندن خود از تعرض مردم انجام داده است و على محمد در پاسخ به نامهها ميرزا يحيى را وصى خود ندانسته بلكه به او توصيه كرده كه در سايه برادر بزرگتر خويش حسينعلى قرار گيرد. در هر حال، پس از باب عموم بابيه به جانشينى ميرزا يحيى معروف به