ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - زيارت، مقدّمه وصول
و محبّت درباره او و اهل بيت آن حضرت و قبول وِلايت ايشان است و وِلايت در گرو وَلايت است. پيامبر اكرم (ص) به خوبى مىدانند، چنانكه عشق و محبّت درباره اين خاندان مكرّم (ص) اتّفاق بيفتد، انسانها نيز مهيّاى پذيرش وِلايت و سرپرستى تامّ آنان مىشوند.
ارج و مقام زيارت اباعبدالله (ع) نزد خداوند، اهل بيت و شيعيان از سويى، به رفعت مقام و منزلت حضرت امام حسين (ع) برمىگردد و از ديگر سو، به از خود گذشتگى و ايثار منحصر به فرد ايشان در راه خداوند، همان كه از ابتداى خلقت آدم (ع) تا عصر «عاشورا» و پس از آن تا واقعه شريف «ظهور»، مصداق و نمونه نداشته و نخواهد داشت.
ارزش و جايگاه اين قيام، در كربلا به آنجا مىرسد كه امام صادق (ع) از قول خداوند متعال مىفرمايد:
«ارزش مكّه در برابر كربلا، مانند ترى نوك سوزن در برابر درياست.»[١]
از بدو خلقت تاكنون، هيچ مكان و زمانى، ارزش و شرفى اين چنين نداشته است.
در روايات بسيارى آمده است كه زمين «مكّه» رشك زمين كربلا مىبرد.
زيارت، مقدّمه وصول
زيارت حسين (ع) اتّصال مدام به حسين (ع) اعلام بودن با حسين (ع) و تداوم حضور در كاروان حسين (ع) است؛ وگرنه آنكه از حسين (ع) جدا مىافتد، از كاروان جا ماندهاى است و دير يا زود، به دام سپاه «شام» گرفتار مىآيد.
مگر نه آن است كه پس از «عاشورا»، بسيارى از مؤمنان خطاب به امام در «زيارت وارث» عرض مىكردند:
«فَيالَيْتَنى كُنْتُ مَعَكُمْ فَافُوزَ مَعَكُمْ؛
اى كاش من هم در ركاب شما بودم و به آن فوز عظيم نائل مىشدم.»
«زيارت اباعبدالله (ع)»، مجرايى است كه زائر را به آن روز و به آن فرصت از دست رفته متّصل مىكند. روزى كه همگان آرزو مىكنند كاش بودند و با حسين (ع) در كربلا شهيد مىشدند.
اگر شيعه، به حقيقت زائر امام در كربلا باشد، در ساحات مختلف اعتقادى، فرهنگى و در معاملات، مبتلا به بلاى سپاه شام (ظالمان هر عصر و زمان) نمىشود.
آنكه زائر نمىشود، دير يا زود گرفتار سپاه شام مىشود. اين ابتلا به معنى ابتلاى به حوزههاى فرهنگى و تمدّنى مشركانه اهل دغا و دغل، در هر عصر و دوره است.
ابان بن تغلب، از سران شيعه و صحابى حضرت امام جعفر صادق (ع) است. روزى امام به او مىگويد:
«اى ابان! كى به زيارت قبر حسين (ع) رفتهاى؟»
ابان مىگويد:
مدّتى است طولانى كه به زيارت نرفتهام. امام مىفرمايد:
«سبحان الله ... تو از بزرگان و رؤساى شيعه هستى و در اين حال حسين (ع) را رها كردهاى و به زيارتش نمىروى؟!»[٢]
امام نمىفرمايند: حسين را زيارت نكردهاى، مىفرمايند به عنوان بزرگ قبيله شيعيان، بر تو فرض است كه حسين (ع) را رها نكنى.
ترك زيارت، به منزله رها كردن حسين (ع) است و براى بزرگان قوم كه عهدهدار هدايت و مراقبت قوم و قبيلهاند، اين امر اهمّيتى دو چندان پيدا مىكند.
معاوية بن وهب از قول امام صادق (ع) نقل مىكند كه امام صادق (ع) به من فرمودند:
«هرگز زيارت حسين (ع) را به سبب ترس رها مكن! هر كس زيارت آن حضرت را واگذارد و به سبب ترس زيارت نكند، حسرت فراوان خواهد برد ...»[٣]
چنانچه ترسى و حادثهاى يا حاكمى ظالم، مانعى بر سر راه زيارت «بيت الله الحرام» ايجاد كند، بر مسلمانان تكليفى نمىماند و آنان مىتوانند از بستن بار سفر زيارتى خوددارى كنند؛ در حالى كه اين امر درباره زيارت امام حسين (ع) وجهى ديگر مىيابد.
در سنّت شيعه بودن، به هيچ دليل و توجيهى، اين امر تعطيل نمىشود. هيچ واهمه و ترسى نمىبايست باعث قطع ارتباط شيعيان با اباعبدالله الحسين (ع) شود.
قطع ارتباط با اباعبدالله (ع) و قيام ايشان، به منزله قطع ارتباط شيعه با بزرگترين واقعهاى است كه قرار است در آخرالزّمان با ظهور كبراى امام عصر (عج)، اتّفاق بيفتد.
قطع اين ارتباط و نسبت، يعنى گرفتار آمدن شيعيان حسين (ع) به دست سپاهيان «شام».
درباره سختى و سنگينى هزينه و دشوارىهاى بسيارى كه در گذشته، شيعيان اهل ولايت براى زيارت پرداخت مىكردند در منابع ماجراهاى بسيارى ذكر شده كه قابل مطالعه است.
هنگام زيارت، آخرين كلام را از «زيارت اربعين»، خطاب به امام حسين (ع) اعلام مىكنيم: