ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - عاشورا، اصلى ترين جبهه درگيرى حق و باطل بر سر توحيد
بايد صبر كنيم كه ببينيم اين جنگ به كجا مىرسد و آن وقت پيروز و شكست خورده اين جنگ معلوم مىشود. حضرت يك جنگ وسيعى را طرّاحى كردهاند كه به رجعت ختم مىشود.
بهرهمندى تمام كائنات از حادثه عاشورا
بلايى را در مسير خداوند متعال تحمّل مىكنند. در مسير محبّت خداوند متعال كه درهاى معرفت و محبّت به سوى همه عوالم گشوده شود و با اين بندگى است با اين تحمّل بلا است و با اين بارى است كه حضرت برداشتهاند كه راه كائنات به سوى خداوند متعال باز مىشود. فقط ما نيستيم كه از عاشورا برخوردار هستيم. همه سماوات و ارض، همه سماواتىها و زمينىها و حتّى جهنّمىها از عاشورا برخوردار هستند.
عاشورا، اصلىترين جبهه درگيرى حق و باطل بر سر توحيد
اصلىترين درگيرىاى كه اين جبهه با جبهه حق و نبىّ اكرم (ص) و اهل بيت (ع) دارند، بر سر موضوع توحيد، در عاشورا است و جنگ با توحيد در درگيرى عظيمى كه واقع شده، نمود دارد. حضرت در اوّلين قدم، تمام توجّه شان غرق در اين معنا است كه در عهدشان با خداوند متعال كمترين تخلّفى نشود. اين اصلىترين چهره عاشورا است؛ يعنى حضرت قرارى با خداوند متعال بسته و مراقبه مىكنند كه اين قرار صد در صد وفا شود و سيّدالشّهدا (ع) در اين زمينه پيروز مطلق مطلق است و شيطان با همه شيطنتى كه كرد، با همه قوايى كه به ميدان آورد يك ذرّه از حالت ذكر حضرت و حضور مطلق حضرت و بندگى مطلق حضرت، نتوانسته است بكاهد. گواه اين پيروزى اين آيه قرآن است «ياأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ»[١] مابقى سوره از آغازش، وعده پيروزى است. ميان سوره صحنه درگيرى است و پايان سوره پيروزى مطلق سيّدالشّهدا (ع) است.
حضور تمام قدّ شيطان در روز عاشورا براى گرفتن حدّاقل يك ترك اولى از امام حسين (ع) است.
شيطان در روز عاشورا با تمام وجود به ميدان آمد، هر چه داشت، آورد كه يك ترك اولى از سيّدالشّهدا (ع) بگيرد و نتوانست. اين اصل شكست ابليس از سيّدالشّهدا (ع) است. همه پيروزىهاى ديگر، ظهور همين پيروزى در وفاى بالله است.
مقام رضا در اعظم ابتلائات عالم، ثمره رسيدن به عالىترين مقام محبّت توحيدى است.
خداى متعال در مزد اين فداكارى مىفرمايد: «ياأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» بيان سيّدالشّهدا (ع) اين است. با اينكه همه دستگاه را شيطان تحريك كرده تا كمترين اضطرابى در سيّدالشّهدا (ع) ايجاد كند تا وقتى هستىاش را مىدهد، نگران باشد، نتوانسته است ذكر حضرت را بگيرد؛ نتوانسته است اطمينان حضرت را بگيرد. او همه چيزش را عاشقانه داده و هر چه صحنه سختتر شده است، همه دست و پايشان را گم كرده و در عالم ملائكه ولوله افتاده كه خداوندا چه اتّفاقى دارد مىافتد، تا خداوند متعال سيماى نورانى امام زمان (ع) را نشان نداد و به آنها نفرمود: «بهذا انتَقِم»[٢]، آرام نشدند؛ ولى خود سيّدالشّهدا (ع) آرام بود.
انسانى كه به توحيد در محبّت، به عالىترين مقام نرسيده است، به مقام رضا در اعظم ابتلائات عالم نمىتواند برسد؛ يعنى قلّه محبّت به خداوند است و ذرّهاى شيطان نتوانسته از اين محبّت بكاهد و بين اين حبيب و محبّ، يعنى بين سيّدالشّهدا (ع) و خداوند متعال، كمترين نقاب ايجاد كند، معنى الهى «رضاً بقضائك، تسليماً بأمرك»، يعنى هر فرمانى بدهى با همه مراتب وجودم تسليم آن هستم و از انجام آن لذّت مىبرم. و لطيفتر جمله آخر است «يا غياث المستغيثين» يعنى خداوندا من بدهكار تو هستم، تو به فريادم برس و حقيقت هم همين است. بدون نصرت خداوند، نمىتوان خداوند را يارى كرد.
در مورد هيچ پيغمبرى، اجازه اين قدر شيطنت به شياطين و انس و جن داده نشده است و فقط در اين مورد است كه اينقدر دستها را خداوند متعال باز كرده است. كار به جايى رسيد كه امام سجّاد (ع) در دروازه مدينه فرمود: «اگر جدّ ما مىفرمود ما را اذيّت كنيد، بيش از اين ممكن نبود» و آن وقت حضرت در همه اين صحنهها حاضر بوده و هيچ صحنهاى نيست كه حضرت حاضر نباشد و محور آن بلا خود سيّدالشّهدا (ع) است، حتّى در اسارت و در كاروان اسرا هم، محور سيّدالشّهدا (ع) است.
پىنوشتها:
[١]. سوره حج، آيه ٤٠.
[٢]. سوره مائده، آيه ٦٤.
[٣]. سوره اسراء، آيه ٢٠.
[٤]. سوره نحل، آيه ١١٨.
[٥]. الكافى، ج ١، ص ١٤٦.
[٦]. سوره مائده، آيه ٥٥.
[٧]. ر. ك: الكافى، ج ١، ص ٢٨٠.
[٨]. سوره مائده، آيه ٣.
[٩]. سوره فجر، آيه ٢٧.
[١٠]. الكافى، ج ١، ص ٤٦٥.