ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و پنجاه و چهار- يكصد و پنجاه و پنج
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
مقام زيارت
٤ ص
(٤)
زيارت، مقدّمه وصول
٧ ص
(٥)
زيارت، گام نخست در تحقّق نقشه كلّى الهى
٩ ص
(٦)
از ميان خبرها
١٢ ص
(٧)
مشكلاتى كه دختران سورى را به دام شيوخ سعودى انداخت
١٢ ص
(٨)
در الغوطه الشرقيه چه خبر است؟
١٢ ص
(٩)
توافق موساد با تكفيرى ها بر عليه سوريه
١٢ ص
(١٠)
آغاز حمله شورشى هاى افراطى در مالى
١٣ ص
(١١)
حضور افسران سعودى در درگيرى هاى سوريه
١٣ ص
(١٢)
مهربان نيستند، با ادبند!
١٤ ص
(١٣)
پدران مهربان ما
١٨ ص
(١٤)
سيطره ولايت پدران ما
٢٢ ص
(١٥)
يتيمان آل محمّد (ص)
٢٥ ص
(١٦)
خلقت نورى محمّد و آل محمّد (ص)
٢٧ ص
(١٧)
هشدار كاهش تعداد شيعيان جهان در چند سال آينده
٢٩ ص
(١٨)
گلستانه
٣٠ ص
(١٩)
كجاست يوسف مجروح پيرهن چاكم؟
٣٠ ص
(٢٠)
مرگ سرخ
٣١ ص
(٢١)
با كاروان نيزه
٣١ ص
(٢٢)
تويى كه خون خدايى
٣١ ص
(٢٣)
نى نواى عشق
٣١ ص
(٢٤)
سه نقطه عطف در زيارت عاشورا
٣٢ ص
(٢٥)
تأثير شگفت تربت حضرت سيّدالشّهدا (ع)
٣٤ ص
(٢٦)
حكايتى عجيب از شيطان
٣٥ ص
(٢٧)
عاشورا يك مرحله از نبرد حسين (ع)
٣٦ ص
(٢٨)
طرّاحى نبردى وسيع در عاشورا و نمايان تر شدن پيروز آن، بعد از رجعت
٣٨ ص
(٢٩)
بهره مندى تمام كائنات از حادثه عاشورا
٣٩ ص
(٣٠)
عاشورا، اصلى ترين جبهه درگيرى حق و باطل بر سر توحيد
٣٩ ص
(٣١)
مهدى منتظر (ع)
٤٠ ص
(٣٢)
وامّا محتواى كتاب مهدى منتظر (ع)
٤١ ص
(٣٣)
رسانه هاى ما و كوتاهى هاى ما
٤٢ ص
(٣٤)
دردناك ترين حادثه كربلا
٤٨ ص
(٣٥)
شرق شناسى كه جذب محرّم شد
٤٨ ص
(٣٦)
جايى كه با محرّم آشنا شدم
٤٨ ص
(٣٧)
فرهنگ عاشورا، ايران را در جنگ هشت ساله پيروز كرد
٤٨ ص
(٣٨)
شيفته شخصيّت حضرت عبّاس (ع) هستم
٤٩ ص
(٣٩)
حضرت عبّاس (ع) به روايت چلكوفسكى
٤٩ ص
(٤٠)
دردناك ترين حادثه كربلا به روايت كارشناس آمريكايى
٤٩ ص
(٤١)
مصر نوين از نگاه ناظران
٥٠ ص
(٤٢)
دلايل خانه نشينى
٥٨ ص
(٤٣)
آيا امام از ما خشنود است؟
٦٠ ص
(٤٤)
1- 3 راه تشخيص خشنودى و ناخشنودى امام عصر (عج)
٦١ ص
(٤٥)
الف) امام زمان (عج)، ادامه دهنده راه اهل بيت (ع)
٦١ ص
(٤٦)
ب) اشاره امام زمان (عج) به عوامل خرسندى و ناخرسندى خود
٦٢ ص
(٤٧)
2- 3 جايگاه امام عصر (ع) به عنوان حجّت خدا
٦٢ ص
(٤٨)
3- 3 وظايف و تكاليف فردى و اجتماعى منتظران
٦٣ ص
(٤٩)
4- 3 ضرورت پيروى از فقيهان و مراجع تقليد در عصر غيبت
٦٣ ص
(٥٠)
گشايش بركات
٦٤ ص
(٥١)
شرايط نزول بركات خداوند در سايه ايمان و تقوا
٦٥ ص
(٥٢)
بيان مصداق اين آيه
٦٦ ص
(٥٣)
شيخ مفيد
٦٨ ص
(٥٤)
الطاف امام حسين (ع)
٧١ ص
(٥٥)
مقام عزاداران امام حسين (ع)
٧١ ص
(٥٦)
امام حسين (ع) در «واتيكان»
٧١ ص
(٥٧)
آيين بندگى
٧٢ ص
(٥٨)
كلام بزرگان درباره ابن فهد حلّى
٧٢ ص
(٥٩)
علّامه سيّد محمّدحسين طباطبايى (ره)
٧٢ ص
(٦٠)
علّامه حسن زاده آملى
٧٢ ص
(٦١)
محقّق تسترى
٧٢ ص
(٦٢)
آيت الله جوادى آملى
٧٢ ص
(٦٣)
پيروز مناظره با اهل سنّت
٧٢ ص
(٦٤)
كرامتى از ابن فهد حلّى
٧٢ ص
(٦٥)
كتاب «عدّة الدّاعى» يا «آيين بندگى»
٧٣ ص
(٦٦)
وفات ابن فهد حلّى
٧٣ ص
(٦٧)
معمّاى فرزندان بسيار
٧٤ ص
(٦٨)
1 امام على (ع)
٧٥ ص
(٦٩)
تأسيس ابنيه، باغ ها و حفر چاه ها و قنوات و وقف كردن آنها
٧٥ ص
(٧٠)
تربيت نيرو به طور مستقيم و غيرمستقيم
٧٥ ص
(٧١)
حضور مستمر در متن جامعه و اظهار نظر در مسائل كليدى
٧٥ ص
(٧٢)
2 امام مجتبى (ع) و امام حسين (ع)
٧٥ ص
(٧٣)
3 امام سجّاد (ع)
٧٦ ص
(٧٤)
4 امام محمّدباقر (ع) و دوره اوّل امامت امام صادق (ع)
٧٦ ص
(٧٥)
5 دوره دوم امامت امام صادق (ع) و امامت امام كاظم (ع)
٧٦ ص
(٧٦)
بالاترين عمل صالح علّامه امينى
٧٧ ص
(٧٧)
درد دل علّامه امينى
٧٧ ص
(٧٨)
اينان را صدا بزن
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - خلقت نورى محمّد و آل محمّد (ص)

نقل است كه فرمودند: «هر كس كفالت يتيمى از ما را كه به واسطه غيبت، محبّتش از ما قطع شده، بر عهده گيرد و با علوم ما او را همراهى و كمك كند تا ارشاد و هدايت شود، خداوند عزَّ و جلَّ به او مى‌فرمايد: اى بنده كريم من! كه به برادرت يارى نمودى، من به كرم از تو سزاوارترم، اى فرشتگانم براى او در بهشت‌ها به تعداد هر حرفى كه تعليم داده است، هزار هزار قصر قرار دهيد و در خور آن قصرها نيز از ساير نعمت‌ها بدان بيفزاييد.»

آنكه به خانه امن پدر حقيقى رهنمون نشده، در نجاسات ظاهرى و باطنى (تمدّنى و فرهنگى) و غرقاب كثافات معاملات و مناسبات، حيات طيّبه اين جهانى و آن جهانى را از دست مى‌دهد. بدين سبب هدايت به سوى امام در زمره شايسته‌ترين و افضل‌ترين نوع رسيدگى به يتيمان آل محمّد (ص) و راه نيافتگان به اين حقيقت، به عنوان يتيم‌ترين يتيمان شناسايى شده‌اند. به واسطه اين ارشاد و هدايت، مردم از صباوت و كودكى خارج شده و به بلوغ و كمال مى‌رسند.

اجازه مى‌خواهم عرض كنم، به استناد روايات رسيده، آنكه به امامش معرفت نيافته، طفل نابالغى است كه در لحظه‌اى بازيچه دست شياطين و سنگ تيپاخورده هر كوى و برزن مى‌شود.

خلقت نورى محمّد و آل محمّد (ص)

حقّ پدرى محمّد و آل محمّد (ص)، تنها معطوف به حقّ امامت و ولايت ايشان و سخن درباره ايشان، منحصر به حق و اجر رسالت، چنان‌كه رسول اكرم (ص) فرمودند، نيست. وجه ديگر اين امر، معطوف به «خلقت نورى و روحى» ايشان و اشرفيّت و اولويّت ايشان نسبت به خلقت ساير موجودات در دستگاه وسيع آفريدگار هستى است.

منابع روايى، به كرّات از خلق چهارده معصوم (ع)، قبل از همه موجودات سخن به ميان آورده‌اند. منظور از اين تقدّم در خلقت، تقدّم وجودى و نورى است و نه تقدّم زمانى؛ زيرا زمان، اختصاص به عالم مادّه دارد.

مطابق آيات و روايات، عالم تكوين در دو بخش، عالم انوار و عالم اجسام، خلق شده است. عالم اجسام متوقّف و وابسته به عالم انوار و عالم انوار مدبّر آن است. اوّلين مخلوق خداوند، نور وجودى حضرت محمّد (ص) است كه همه چيز از آن پيدا شده و اصل عالم خلقت است. ائمّه اطهار (ع)، انوار صد و بيست و چهار هزار پيامبر، عرش، كرسى، لوح، بهشت و انوار مؤمنان از نور وجودى پيامبر اكرم (ص) آفريده شده است.[١]

مرحوم فيض كاشانى در كتاب «علم اليقين» در مورد اوّلين مخلوق خداوند مى‌گويد:

اوّلين مخلوق خداوند سبحان، جوهرى شريف، ملكوتى، روحانى و وجدانى است كه وجوه متعدّد و جهات مختلفى دارد و به اعتبار هر وجهى، داراى اسمى خاص است ... و به علّت اينكه خداوند به واسطه او [آن جوهر و نور شريف‌] حيات را بر هر موجود زنده‌اى افاضه كرد، در قول پيامبر اكرم (ص)، «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ روحى» ناميده شد و به اعتبار اينكه به سبب او آسمان‌ها و زمين نورانى شده است، در قول پيامبر اكرم (ص) «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورِى» ناميده شد.[٢]

امام محمّدباقر (ع) فرمودند: «يَا جَابِرُ إِنَّ اللهَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداً ص وَ عِتْرَتَهُ الْهُدَاةَ الْمُهْتَدِين؛[٣]

اى جابر! همانا اوّلين موجودى كه خداوند خلق كرد، محمّد و خاندان هدايت شده و هدايتگر ايشان بود.»

همچنين جابربن عبدالله نقل كرده كه به پيامبر اكرم (ص) عرض كردم: اوّلين چيزى كه خداوند آفريد چه بود؟

حضرت فرمودند: «نور پيامبرت كه از آن تمام خير و خوبى‌ها را آفريد ...»[٤]

آنچه از روايات حاصل مى‌شود اين است كه كلّ عالم هستى در دو بخش آفريده شده است:

عالم انوار و ارواح.

عالم اجساد و مادّيات.

شروع خلقت از عالم انوار و ارواح است و به طور كلّى عالم هستى از خلقت نور و روح محمّد (ص) است كه خداوند آن را از نور وجود خود آفريد. سپس از نور وجود حضرت ختمى مرتبت (ص)، نور على (ع) را آفريد و از آن دو نور طيّب، نور حضرت فاطمه (س) را خلق كرد و از اين سه نور پاك، انوار حضرت حسن و حسين (ع) را آفريد و از نور امام حسين (ع) انوار نُه امام ديگر را به ترتيب آفريد. پيش از آنكه مخلوق ديگرى را آفريده باشد. نه آسمانى و زمينى و نه خورشيد و ماهى و آب و هوايى و نه هيچ چيز ديگر.[٥]

پيامبر اكرم (ص) فرمودند:

«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورِى؛

نخستين چيزى كه خدا آفريد، نور من بود.»

و فرمودند:

«أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ روحى؛

اوّلين چيزى كه خدا آفريد، روح من بود.»[٦]

در منابع اهل سنّت نيز، احاديث بسيارى درباره خلقت نورى محمّد و آل محمّد (ص) و تقدّم آنان در خلقت نورى آمده است؛ از جمله اينكه: رسول خدا (ص) فرمودند:

«خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِىٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ؛[٧]

من و على از نور واحدى خلق شده‌ايم.»

ابوهريره نقل مى كند:

در محضر پيامبر (ص) نشسته بوديم، در اين هنگام على- رضى الله عنه- پيش آمد. رسول خدا (ص) فرمود: «مرحبا به برادر و پسر عمّ من، من و على از نور واحد آفريده شده‌ايم.»[٨]

امام على (ع) در جمله‌هاى موجز، همه نسبت ميان خود و حضرت نبىّ اكرم (ص) را بيان كرده‌اند:

«أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّى؛[٩]

منم محمّد و محمّد من است و منم از محمّد و محمّد از من است.» و فرمودند:

«كُلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ ...؛[١٠]

همه ما يكى هستيم، اوّل ما، محمّد است، آخر ما، محمّد است، وسط ما محمّد است و همه ما محمّد هستيم.»