ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - ٥ دوره دوم امامت امام صادق (ع) و امامت امام كاظم (ع)
«كربلا» اتّفاقى بود كه طومار امويان را در هم پيچيد و در پى اين واقعه جانكاه، افول آنان شروع شد.
٣. امام سجّاد (ع)
ضربه مهلكى كه حكومت اموى از ماجراى «كربلا» و فعّاليتهاى كاروان اسرا در پى آن خورده بود، سبب شد امام (ع) عمده عمر خود را تحت نظارت شديد امويان بگذراند. امام سجّاد (ع) در اين ايّام مهمترين معارف دينى را در شرايطى كه اهل بيت (ع) را ياغى و طاغى معرفى مىكردند، در قالب عزادارى و ادعيه، به همه مسلمانان عرضه مىكردند.
امام (ع) علاوه بر استفاده از ابزار گريه و دعا، به بهانههاى مختلف و حضور در مناسك حج از ابزار تبليغ تشيّع با استفاده از بردهها بهره مىجستند. در دوره ايشان حاكميت مروانى به شدّت بر حجم كشورگشايىها افزوده و سيل بردهها به مناطق اسلامى سرازير شده بود. امام از طريق ياران نزديك، بردگان نخبه و ممتاز را شناسايى و خريدارى مىكردند و پس از مدّتى، آموزش نزديك در منزل خود، به بهانههاى مختلف، مانند اعياد، ماه مبارك رمضان و ديگر مناسبتها آنان را آزاد مىكردند تا پيامهاى ايشان را به كلّ جهان اسلام برسانند.
٤. امام محمّدباقر (ع) و دوره اوّل امامت امام صادق (ع)
با اقدامات و فعّاليتهاى امام سجّاد (ع) شرايط چنان براى دو امام بعد (ع) فراهم شده بود كه آزادانه كلاس درسهاى مفصّل و بزرگى راه انداختند تا جايى كه بيش از چهار هزار نفر، شاگردى امام صادق (ع) را نمودند. اين در حالى است كه در سالهاى قبل، مردم، امام حسين (ع) را در حدّ يك مسئلهگوى ساده قبول نداشتند و به ايشان اجازه نمىدادند سادهترين مسائل فقهىاشان را در «مسجد النّبى (ص)» پاسخگو باشند.
٥. دوره دوم امامت امام صادق (ع) و امامت امام كاظم (ع)
تلاشهاى امام محمّدباقر (ع) و امام صادق (ع)، گسترش تعداد شاگردان ايشان و پراكنده شدن آنان در جهان اسلام، سبب شده بود كه اقبال عمومى به ايشان زياد شود و عبّاسيان با سوء استفاده از اين شرايط، مردم را فريب دادند و خود به حكومت رسيدند. بديهى بود در چنين شرايطى، امامان (ع) را مهمترين رقيب خود در جريان حكومت مىديدند و با توجّه به تجربه فعّاليتهاى امامان (ع) در دوره امويان و مروانيان، تنها راه چاره را در محدود كردن ايشان و تشديد فشار بر شيعيان ديدند؛ به نحوى كه امام صادق (ع) ناچار شدند شيعيان را از هرگونه فعّاليت سياسى پرهيز دهند.
امام كاظم (ع) نيز بعد از شهادت پدر خود، همچنان همان محدوديّتها را تجربه كردند و تقريباً تنها اجازه داشتند با خانواده خويش ارتباط داشته باشند و رابطه با مردم و شيعيان بسيار بسيار محدود بود. امام (ع) از آن شرايط به اين نحو استفاده كردند كه با افزايش تعداد فرزندان خود تا سى و پنج پسر و دختر (بنابر برخى نقلها) آنان را تحت تعليم خاصّ خود قرار دادند. امامزادههاى موسوى تعليميافته، با شهادت امام كاظم (ع) فرماندهى برادر خود، امام رضا (ع) را پذيرفتند و در طول مدّت درگيرى امين و مأمون بر سر جانشينى هارون الرّشيد در مناطق مختلف «ايران» پراكنده شدند و محدوديّتهاى به وجود آمده در دوران عبّاسيان را پرتوان جبران كردند.
با اقدامات ايشان، چنان شرايط براى امام رضا (ع) فراهم بود كه مأمون به محض به حكومت رسيدن، تمام تلاشش را براى خنثى كردن اين اقدامات نمود. وى در همين راستا پايتخت را به «مرو» منتقل كرد و امام رضا (ع) را به اجبار وليعهد خود نمود و با نااميدى از خنثى كردن اقدامات پيشين، ابتدا امام (ع) را شهيد نمود و سپس با ازدواج اجبارى امام جواد (ع) با دختر خود، جلوى تكرار آنچه را در دوره امام كاظم (ع) رخ داده بود، گرفت. امامان بعد (ع) نيز چنان در حصر و اسارت «سامرّاء» قرار گرفتند كه امام عسكرى (ع) امكان حضور در مراسم حج را هيچگاه نيافتند و امام عصر (ع) در نهايت خفقان و حصر پا به دنيا گذاشتند و از همان آغازين ساعات عمر، غيبت را تجربه نمودند.
منابع جهت مطالعه بيشتر:
تاريخ حيات فكرىسياسى امامان شيعه، رسول جعفريان، انتشارات الهادى
نقش ائمه (ع) در احياى دين، مرحوم علامه سيّد مرتضى عسكرى، دانشكده اصول دين
تاريخ تحليلى صدر اسلام، دكتر اصغر منتظرالقائم، انتشارات سمت
تاريخ امامت، دكتر اصغر منتظرالقائم، انتشارات دانشگاه پيام نور
تاريخ تمدن و ملك مهدوى، دكتر محمّدهادى همايون، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)