ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - مصر نوين از نگاه ناظران
چه كسى تو را فرمانده ارتش قرار داد؟ تو بر اطاعت كردن قسم خوردى، چه كسى به تو اين حق را داد كه مرسى را عزل كنى؟
وى گفت: اسلام اين عملكرد را حرام قطعى مىداند و به اين دو آيه استشهاد كرد: «ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» و «ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ».[١]
اكنون اين سؤال در ذهن اكثر ملّتهاى عرب از مسلمان و غير مسلمان نقش بسته است كه اين چه دينى است كه علماى آن به صورت كاملًا گزينشى به احكام آن عمل مىكنند و هر حكمى كه با منافع سياسى و حزبى آنان همسو باشد، اتخاذ مىكنند؟ چرا وجوب اطاعت از حاكم و حرمت خروج بر او در سوريه صدق نمىكند؟ چرا در سوريه به جاى جنگ با خروجكنندگان بر حاكم، قيام عليه حاكم واجب مؤكّد مىشود؟ و ...
فتواى قرضاوى به وجوب مبارزه يكى از عواملى بود كه باعث شد تا ارتش مُهر تروريست را بر پيشانى اسلام گرايان مصرى بزند و با اين بهانه براى متفرّق ساختن آنان، دست به سلاح ببرد و به كشتار مردم متحصّن در ميدان رابعه بپردازد.
پس از اين كشتار، قرضاوى تمام مردم مصر را به آمدن در ميدان رابعه و ساير ميدانها فراخواند و مسئوليت اين كشتار را بر عهده السيسى نهاد و نظاميان مصر را قاتلان مجرمى توصيف كرد كه مردم بايد با شجاعت در مقابل آنان ايستادگى كنند.
وى همچنين خطاب به نيروهاى ارتش گفت:
به دستورات مافوقشان عمل نكنند؛ چرا كه نبايد از هيچ مخلوقى در معصيت خالق اطاعت كرد. قرضاوى در اين سخنان از علماى الازهر نيز خواست كه نظر شيخ الازهر را در قبال مواضعش تغيير دهند.[٢]
٧. عبدالرّحمن القرضاوى، فرزند شيخ يوسف قرضاوى، در نامهاى خطاب به پدرش از مواضع او در دفاع از مرسى و حكومتش انتقاد كرد. عبدالرّحمن در ابتداى نامه نوشته است:
پدرم! من قبل از اينكه فرزند تو باشم، شاگردت هستم. او در قسمتى از نامه نوشته است: نسل ما مانند نسل شما نيست كه ٣٠ يا ٦٠ سال توان تحمّل ديكتاتورى را داشتيد. نسل ما نمىتواند ٣٠ سال زيربار استبداد باشد ...
وى در اين نامه به انتقاد از محمّد مرسى پرداخته و نوشته است:
او به ما وعده توافق بر قانون داد؛ ولى عمل نكرد، وعده مشاركت در اداره كشور را به ما داد، نه استبداد ولى عمل نكرد، او به برخورد با عوامل فساد در دوره قبل وعده داد ولى عمل نكرد، پس ما را به التزام به چه عهدى با او فرامىخوانى؟[٣]
٨. در پى فتاوا و اظهارنظرهاى قرضاوى درباره مصر، برخى احزاب ملّى اين كشور و شخصيّتهاى آن، خواهان ملغى شدن ملّيت مصرى او شدند. در همين باره حزب ٦ آوريل قرضاوى را متّهم كرد كه او با تحريك اسلامگرايان مصر، قصد دارد كه مصر را نيز مانند سوريه درگير جنگ داخلى و قومى سازد. محمّد سليمان فايد، از اعضاى جنبش ٣٠ ژوئيه، در اين باره گفت:
قرضاوى از جمله كسانى است كه مىخواهد با به كارگيرى خشونت، مصر را وارد جنگ و درگيرى داخلى كند. او كه طىّ ساليان گذشته در «قطر» مقيم بوده است، شجاعت آن را نداشته است كه حتّى يك كلمه در اعتراض به حكومت قطر سخن بگويد به رغم نقشى كه قطر در همسويى با رژيم صهيونيستى در راستاى ايجاد تفرقه در جهان عربى و اسلامى ايفا مىكند.
«حزب كرامت مصر» نيز با رد كردن فتواى قرضاوى و دعوتش به جهاد در مصر اعلام كرد:
اين دعوت (فتواى قرضاوى) دعوتى است كه هيچ سنگدل و كينهتوزى آن را درباره مصر روا نمىدارد.[٤]
٩. كمال الهلباوى، سخنگوى سابق جماعت اخوانالمسلمين مصر كه هماكنون چند سال است كه از اين جماعت جدا شده و رئيس و مؤسّس «انجمن اسلامى» در «لندن» است، در گفتوگوى تلفنى با شبكه «سى بى سى» گفت:
هيچ عقل سليمى نمىتواند بگويد كه مشروعيّت محمّد مرسى كامل است؛ زيرا وى بخش عمدهاى از مشروعيّتش را در زمانى كه قدرت به دستش بود، از دست داد و جماعت اخوانالمسلمين بايد به خوبى درك كنند كه اغلب مردم مصر در ٣٠ ژوئيه به ميدان «تحرير» آمدند و كسى كه نتواند حال واقع را به خوبى درك كند از آينده شناختى نخواهد داشت.[٥]
الهلباوى ده روز پيش از اين اظهار نظر، در گفتوگو با روزنامه الشرق الاوسط (لندن) رهبران كنونى جماعت اخوانالمسلمين را مورد انتقاد قرار داد و گفت: اخوانالمسلمين كنونى از مسير تفكّرات حسنالبنا دور شده است.
او جوانان عضو اخوان را به روىگردانى از رهبران كنونى اخوان كه عامل خشونت، درگيرى، هلاكت و دشمنى و استكبار هستند، دعوت كرد و مسير اخوان مصر را ضدّ قرآن دانست.
وى گفت: من تعجّب مىكنم از بعضى شيوخ سلفى كه در نشست «كمك به سوريه» مىنشينند و مصرىهايى را كه دعوت به جهاد در سوريه نمىكنند، مورد نفرين قرار مىدهند و حتّى فرزندان و نسل آنان را نيز مورد نفرين قرار مىدهند. من از خودم مىپرسم اين شخص دين حنيف را از كجا آموخته است؟
الهلباوى درباره مشروعيّت مرسى گفت:
شرعيّت و قانونى بودن از نظر دموكراسى فقط در صندوقهاى انتخابات خلاصه نمىشود كه ما اسلامگرايان، نظرمان در اين بخش معطوف به مرسى بود. دمكراسى بخش ديگرى نيز دارد كه مربوط به روابط بين حاكم و محكوم است و وعدههايى كه داده شده و به آن عمل نشده است كه همين بخش از دموكراسى مشروعيّت مرسى را ناقص كرد.
وى مهمترين اشتباهات مرسى را اينگونه برشمرد:
نداشتن ديدگاه و چشمانداز، دامنزدن به اختلافات و تعميق تفرقه در جامعه، ناديده گرفتن درخواستهاى مردم براى تغيير دولت و دادستان كل و اصلاح قانون اساسى و برخوردنكردن مناسب با جنبش تمرّد.
همچنين اشتباهات اخوان پس از عزل مرسى را نيز اينگونه برشمرد:
بستن راهها، تكفير طرفهاى مخالف، استفاده ابزارى از دين در گذر