ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - بيان مصداق اين آيه
بدون آبادانى درون انسان ها، دردى را دوا نمىكند.
٢. اين تقوا در تمام جوانب زندگى، خودش را نشان دهد و اين گونه نباشد كه در توجّه به ارزشها و ضدّ ارزشها گزينشى رفتار شود، يعنى به بعضى از آنها توجّه و از بعضى غفلت يا افراط و تفريط صورت گيرد، كه اين مورد نيز اشتباه است؛ بلكه بايد همه ارزشها به صورت هماهنگ رشد كند.
٣. با توجّه به لفظ «القرى» در آيه مورد بحث، معلوم مىشود كه اين ايمان و تقوا كه موجب وفور نعمت مىشود، بايد فراگير، همگانى باشد، و حاكم بر جامعه و پيوند قوى با خداوند باشد، جهل و خرافه در ميان مردم رواج نداشته باشد، هر كس به راحتى بتواند امر به معروف و نهى از منكر كند، اصل حاكم بر دولتمردان و مردم، رعايت قسط و عدل باشد؛ به گونهاى كه هركس بتواند به حق خود برسد و ظالم در امنيّت و مظلوم در ناامنى نباشد.
مراد از بركتهاى الهى
اهل لغت بركت را به معناى «فايده ثابت»[١] و «رشد و نمو»[٢] ذكر كردهاند. «قاموس قرآن» مىگويد: «بركت به معنى ثبوت فايده است در اثر نموّ و رشد، مجمع آب را بركه گويند كه آب در آن ثابت است.[٣]
با توجّه به اين معنا، آنچه در بركت مهم است، دوام بهرهبردارى از نعمت هاست، بنابراين بركت منحصر در وفور نعمت نيست؛ زيرا چه بسا وفور نعمت باشد؛ امّا عارى از دوام، آرامش، امنيّت، رضايت و سلامتى جسم و روان باشد. قرآن درباره اعراضكنندگان از ياد خدا مىفرمايد:
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً؛[٤]
و هر كس از ياد كردن من روى بگرداند، پس براى او زندگى تنگى است ...»
ممكن است چنين شخصى از نعمتهاى مادّى فراوان برخوردار باشد؛ امّا در سختى و تنگنا باشد، و نتواند از اين نعمتها به خوبى استفاده كند. بنابراين هر لحظه ممكن است اين نعمت از او زايل گردد. خداوند در اين باره مىفرمايد:
«وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛[٥]
وكسانىكه به آنچه خداوند از فضل خود بر آنها داده، بخل مىورزد، گمان نكنندكه براى آنها خوب است؛ بلكه براى آنها بد است. به زودى آنچه بخل ورزند، در قيامت طوق گردنشان مىشود»
بنابراين مراد از گشايش بركتهاى آسمان و زمين براى مؤمنان پارسا، آن زندگى پاكى است كه با همان مقدار از نعمتهاى مادّى كه دارد بهترين بهرهبردارىها را بدون طغيان و سركشى داشته باشد و در آن، امنيّت و آرامش و رضايت حكمفرما باشد، و هميشه با او همراه باشد. آنچنان كه در فراز آخر از دعاى ابوحمزه آمده است:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ إِيمَاناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِى وَ يَقِيناً حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَا يُصِيبُنِى إِلَّا مَا كَتَبْتَ لِى وَ رَضِّنِى بِمَا قَسَمْتَ لِى؛[٦]
خدايا! از تو ايمانى مىخواهم كه با قلبم همراه باشد و يقينى عنايت كن تا بدانم چيزى به من نمى رسد؛ مگر آنچه را برايم نوشتهاى و مرا به آنچه تقسيم كردهاى، راضى قرار ده.»
بيان مصداق اين آيه
اين آيه منحصر در گروه ملّت و گروهى خاص نيست و حكايت از سنّت الهى مىكند كه اگر در جوامع معنوى اتّحاد حاكم باشد، بركات