ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - مصر نوين از نگاه ناظران
مصر نوين از نگاه ناظران
كشور «مصر» را به حق مىتوان قلب جهان عرب نام گذارد؛ زيرا تحوّلات مصر در طول تاريخ، بيشترين تأثيرگذارى را بر جهان عرب داشته، تا جايى كه نقطه شروع رويش سازمانهاى جهاد اسلامى نيز از مصر بوده است. زمانى كه در سال ١٩٦٦ م. هستههاى اوليه سازمان جهاد مصرى شكل گرفت،[١] ايمن الظواهرى (جانشين اسامه بن لادن و رهبر القاعده) نيز يكى از اعضاى وابسته به اين گروهها بود.[٢]
دكتر صالح سريه، مؤسّس تشكيلات جهادى تنظيم الفنية العسكريه با اينكه فردى فلسطينى بود، رهبرى يكى از تشكّلهاى جهادى مصر را در سال ١٩٧٤ م. بر عهده داشت. در حالى كه براى صالح سريه فلسطينى دشمن نزديكتر، از لحاظ فيزيكى، همان اسرائيل بود؛ امّا وى به مبارزه با حكومت مصر مىپرداخت؛ زيرا او و جهادىهاى مسلمان (جهاديين اسلاميين) بر اين عقيده بودند كه مبارزات بايد در مصر متمركز باشد و تغيير حكومت از آنجا به ساير كشورهاى اسلامى سرايت كند؛ آنان عقيده داشتند كه مصر، جايگاه تمدّنى تاريخى و موقعيّت جغرافيايى خاص و مهمّى دارد كه اين كشور را به مركز اثرگذارى در كشورهاى عربى تبديل كرده است.[٣]
اكنون نيز سقوط حاكميت «اخوانالمسلمين» به عنوان مهمترين حزب اسلامگرا در مصر امواج فكرى و ميدانى متعدّدى را در پى داشته كه تاكنون نيز ادامه يافته است. برخى اين شكست را به معناى شكست اسلام سياسى يا به عبارتى شكست حاكميّت اسلامگرايان در كشورهاى عربى تلقّى كردند و عدّهاى نيز اين سقوط را حاصل كودتاى نظامى دانستند كه با هدايت آمريكا در مصر رخ داده است و كشور مصر را ميدان جنگى عليه اسلامگرا مىدانند؛ تا جايى كه برخى از سايتهاى سلفى، ميدان «رابعة العدويه» را به «غزّه» تشبيه كردهاند.[٤]
با اين حال اشتباهات و ضعف اخوانالمسلمين در موضع قدرت، طىّ يك سال گذشته بر هيچ كس پوشيده نيست و همين اشتباهات بود كه زمينه را براى حضور مردم در خيابانها و دخالت ارتش فراهم ساخت. بروز اين اوضاع، وظيفه سنگينى را بر دوش صاحبنظران و متفكّران متعهّد و مسلمان قرار داده است تا با دقّت به بازخوانى عملكرد اخوانالمسلمين مصر در سالهاى اخير بپردازند و نقاط ضعف و انحرافى را كه چنين شكستى را در پى داشته است، مشخّص سازند:
١. راشد الغنوشى، رئيس حزب «النّهضة الاسلاميه تونس» كه هماكنون رهبرى ائتلاف حاكم بر «تونس» را بر عهده دارد، اوضاع مصر را به عنوان ميدان نبردى از نبردهاى اسلام توصيف كرد. وى گفت: جنگهاى بزرگ تاريخ، مانند جنگ صليبى و جنگ با «قوم تاتار» در مصر به نفع مسلمانان تمام شد و اكنون نيز نبردى ديگر در تاريخ اسلام در مصر در جريان است.
غنوشى گفت: كسى كه كودتاى مصر را فرماندهى كرد، مشروعيّت خود را از رئيسش كه وى را در زندان افكنده است (يعنى محمّد مرسى)، كسب كرده بود. رئيس جمهور مصر وى را براى فرماندهى ارتش تعيين كرده بود؛ يعنى سرباز عليه فرمانده خود كودتا مىكند و اين رسوايى است.
رئيس جنبش النهضه گفت: كسانى كه ادّعاى دموكراسى مىكنند، امّا در كنار كودتاچيان ايستادهاند و وعده مىدهند كه اين شورشها به ديگر كشورها سرايت مىكند، بدانند كه هرگز در اين كار موفّق نمىشوند.[٥]
گفتنى است پس از تحوّلات اخير مصر، در كشور تونس نيز مخالفان حاكميّت اسلامگرايان به خيابانها آمدند و با تظاهرات در خيابانها خواهان بركنارى دولت فعلى به رهبرى جنبش النهضه شدند كه در مقابل، الغنوشى اين تحرّكات را سوقدادن كشور به سوى سرنوشتى مجهول تلقّى كرد. وى با دعوت به گفتوگو، مردم و احزاب را از ادامه اعتراضات برحذر داشت.[٦]