ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - زيارت، مقدّمه وصول
اى حسين!
«وَ قَلبى لِقَلبِكُم سلمٌ وَ امرى لامرِكُم مُتّبعٌ وَ نُصرَتى لَكُم مُعدّه، حَتى يَاذُنَ الله لَكُم، فَمَعَكُم مَعَكُم لا مَعَ عَدُوَّكُم ...؛
اى حسين، و قلبم با قلب شما آميخته است و در هر كار خود پيرو دستور شما هستم و آماده يارى و نصرت شما مىباشم، تا اينكه خدا به شما اجازه ظهور دهد و من با شما هستم و نه با دشمنان شما ...»
زائر در حالى اين عبارات را خطاب به امامش اعلام مىكند كه سفره كربلا جمع شده و شهيدان در خاك خفتهاند. پس خطاب «وَ نُصرَتى لَكُم مُعدّه» كجا معنى پيدا مىكند؟
اى حسين! نيرو و توان من مهيّاست براى شما، يارى من مهيّاست براى شما تا آن روز كه ديگر بار، خداوند به شما اذن برگشت بدهد.
اين سه ويژگى از اربعين و زيارت اربعين حاصل مىشود، امام صادق (ع) مىفرمايند:
«هر كس اين سه ويژگى را داشته باشد، شيعه امام حسين (ع) است.»
هيچ به پرچم سرخ و گلگون، بر بلنداى گنبد و بارگاه حضرت اباعبدالله الحسين (ع) نظر كردهايد؟ از گذشتههاى دور و قبل از بعثت رسول ختمى مرتبت (ص) اعراب در ماههاى حرام، دست از جنگ و جدال مىكشيدند و تا پايان ماه به حالت آماده باش مىماندند. آنها بر بلنداى خيمهها پرچمى سرخ به اهتزاز درمىآوردند تا بدين وسيله اعلام كرده باشند كه: متوقّف شدن جنگ به منزله خاتمه نبرد نيست. با پايان يافتن ماه حرام، ديگر بار شمشير را از نيام بيرون خواهيم كشيد.
اهتزاز پرچم سرخ بر بلنداى قرارگاه و بارگاه حضرت اباعبدالله الحسين (ع) نيز به همين معناست. گويا اعلام مىشود:
جنگ و جهاد و عاشورا به اتمام نرسيده است؛ اگرچه با بر زمين افتادن جسم شهيدان، در صحراى كربلا به ظاهر، نبرد متوقّف شده است؛ امّا نبرد و كين با اهل دغا و دغل اتمام نيافته است.
از اوّلين زيارت اربعين، در سال ٦١ ه. ق. زائر امام حسين (ع) و شيعه او اعلام مىكند:
اى حسين! «وَ نُصرَتى لَكُم مُعدّه» تا آن ساعت كه موانع برطرف شده و ديگر بار لشكرگاه براى ادامه نبرد آراسته شود.
انتهاى ماجراى قيام، چيزى نيست جز برطرف كردن همه نشانههاى ظلم و ستم و فساد در عرصه زمين و تأسيس دولت كريمه حضرت حق، به دست با كفايت خونخواه حسين (ع).
اگر حسين (ع) اعلام كرد:
«ان كانَ دينِ مُحَمَّدٍ لَم يَستَقِمُ الّا بِقَتلى فَيَاسَيوفَ خُذينِى؛
اگر دين جدّم نمىمانَد، مگر به قتل من، پس اى شمشيرها بر من فرود آييد.»
زائر هم هماره همان را اعلام مىكند.
آنكه زيارتش سرخ نيست، زائر نيست. در كربلا، او به زيارت شهيدى مىرود كه پرچم سرخ بر بلنداى بارگاهش در اهتزاز است، پس چگونه مىتواند زيارتش سرخ نباشد؟ آنكه چنين زيارتى به جا نياورده باشد، در حقيقت، خودش را زيارت كرده است و حاجاتش را طلبيده است و نه حسين (ع) را! او بايد از صميم قلب مىخواند: اى حسين! «قَلْبِى لِقَلْبِكُمْ سِلْم»
اظهار مودّت و محبّت بايد قلبى باشد. تنها قلب ضامن دوام و بقاى محبّت راستين است.
«وَ أَمْرِى لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِع!»