ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - مقام زيارت
جاى آن است كه پرسش شود:
اگر عاشورا و جانبازى حسين (ع) و يارانش در دشت «كربلا»، معنى دهنده به مرگ و غايت بودن در عرصه هستى است و زيارت، معنى دهنده به زندگى و پيوند دهنده آن با عالىترين حكمت الهى و نقشه كلّى درباره آفرينش است، چرا روز و روزگار مسلمانان اينقدر تباه، تيره و آويزان ميان زمين و آسمان است؟
انفعال و ندانمكارى، همراه با فساد منتشر شده، در مناسبات و معاملات فردى و جمعى، چنانكه شرق اسلامى بدان مبتلاست، تنها حاصل غلبه استعمارگران بر اين پهنه از خاك خدا نيست؛ وجهى از اين همه تباهى، به عمل تماميّت خواهان متكبّر برمىگردد، وجهى ديگر به عمل خود مسلمانان بازگشت مىكند.
تكليف ساير اقوام و ملل ملحد و مشرك و يهود و نصارا معلوم است و هر چه مىكنند، به خودشان بازگشت دارد. سخن ما متوجّه جهان اسلام، به صورت عام و جهان شيعه به صورت خاص است.
اگر جان شيعه در مودّت به اهل بيت (ع)، معنى مىيابد و با اظهار عشق به حسين (ع) ظهور و طراوت پيدا مىكند، زائر معنى زندگى را از زيارت دريافت مىكند. چنانكه زينب كبرا (س) عهدهدار آن شد.
دشمنان اهل بيت (ع)، همه تلاش خود را مصروف آن مىداشتند تا واقعه روز عاشورا در جغرافياى زمانى سال ٦١ ه. ق. و جغرافياى مكانى دشت «نينوا» بماند؛ در حالى كه سفير حسين (ع) از آغازين روزها و از اوّلين زيارت حسين (ع) در روز اربعين، بر آن بود تا حصار زمانى و مكانى محصور كننده قيام امام (ع) را بشكند و قيام و عمل خاندان رسول خدا (ص) را در بستر تاريخ جارى كند. از اينرو مىتوان گفت:
زائرى كه بىبهره بزرگ از «كربلا» خارج شده و قيام و حضور و عمل خاندان پيامبر اكرم (ص) در منش، روش، ادب و انديشه او تأثير نگذاشته باشد، گويى حسين (ع) را در كربلا رها كرده و به شهر و ديار خويش بازگشته است.
او همنوا با دشمنان اهل بيت (ع)، واقعه جانسوز عاشورا را در همان جغرافياى زمانى و مكانى سال ٦١ ه. ق. تعريف كرده و شناخته است؛ در حالى كه بنا نبود اين قيام در ظرف محدود زمانى و مكانى ويژه بماند.
آنكه پس از ديدار كربلا و زيارت اباعبدالله (ع) از خود خارج نشده باشد، بىحسين (ع) به شهر و ديار خود بازگشته است؛ به همان سان كه با پايان يافتن فصل حج، در ذىحجّه و بازگشت صدها هزار زائر بيت الله الحرام، شاهد اتّفاق خاصّى در شهر و ديار مسلمانان و مؤمنان نيستيم!
مقام و جايگاه «زيارت» نسبت به بسيارى از مناسبات و معاملاتى كه از ابتداى سال تا انتها بدان مشغول مىشويم، جان و دل بدان مىسپاريم و دربارهاش هزينه مىكنيم، اشرف و افضل است.
اگرچه همگان، واسپس دريافت نعمتى و برطرف شدن نقمتى خدا را