ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - مهربان نيستند، با ادبند!
حاج آقا، سيّد روحانى خوشبرخورد و خوش گفتوگويى بود كه از سالها پيش با ما آشنايى داشت. هميشه شال بلند سبزى به دور گردن مىانداخت، بر منبر وعظ و خطابه مىنشست و گاهى اوقات هم در مراسم عقد و ازدواج صيغه عقد جارى مىكرد. يكى دو روز پيش باخبر شدم كه دچار سكته مغزى و در بيمارستان بسترى شده است، امّا ناگهان و پيش از آنكه مراحل درمانى و معالجات ضرورى به سرانجام برسد، به خانه برگشت و در آنجا بسترى شد. وقتى علّت اين واقعه را سؤال كردم، گفتند: با اصرار و پافشارى فرزند ارشد خانواده، حاج آقا را مرخّص و به منزل منتقل كردهاند. بعد معلوم شد كه آقازاده، براى آنكه متحمّل هزينه معالجات و بيمارستان نشود، بر اين تصميم پافشارى كرده است.
كم و بيش دوستان و آشنايان باخبر بودند كه آقا زاده، سالهاى دراز، مثل جاروبرقى، همه دار و ندار اين سيّد روحانى را بالا كشيده و براى خودش، خوش پوشيده و خوش گشته است. از اين واقعه، بسيار متأسّف شدم. شكّى نداشتم كه اگر به جاى پدر، پسر بر تخت بيمارى افتاده بود، براى معالجهاش، آن پدر همه مال و منالش را مىداد و در صورت لزوم، از كلّيه و قلب و كبد خودش هم مىگذشت تا شايد آن فرزند، با سلامتى و صحّت تمام از بيمارستان راهى خانه شود.
البتّه، تا بوده چنين بوده؛ كم و بيش همه پدرها و مادرها، در تجربه روزگار متوجّه تفاوت نوع محبّت و دلبستگى خود و فرزندانشان شدهاند. جنس محبّت آنها يكى نيست. مراتب ضعيفى از محبّت و مهرورزى پدر و مادر درباره فرزندان، در فرزندان نسبت به والدينشان بروز مىكند. به عبارتى، محبّت ذاتى وجود آنهاست. از اينرو، كم و زياد زندگى و امور اعتبارى در آن تأثير و نقش ندارد. در بهترين صورت، فرزندان، مراتبى از رسيدگى و محبّت را درباره والدين مبذول مىدارند؛ امّا، هماره، در اينباره، حد نگه مىدارند. در حالىكه، والدين، بىحد، از همه داشتهها و گاه از آخرت و بهشت خويش (در سراى ديگر) هم مىگذرند و آنهمه را به پاى فرزندان مىريزند.
در همه جا و در همه فرهنگها، فرزندان را درباره نيكى به والدين توصيه كردهاند و با ذكر نتايج و عواقب نيك اخروى و دنيوى آنان را به رفتار نيكو و خداپسندانه تشويق كردهاند؛ چنانكه خداوند كريم فرمود:
«وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً.»
آيات بسيارى درباره نيكى به پدر و مادر و ضرورت حفظ حقوق آنان و عواقب ناديده گرفتن آن حقوق آمده است، فرزندان، به شرط داشتن اعتقاد و باور صحيح، به اين نيكويى كردن، به چشم «تكليف» مىنگرند. گرچه خداوند يكتا، در سورههاى مختلف و هنگام توصيه به فرزندان، درباره نيكويى و احسان به والدين، آن را در كنار پرستش خود وارد كرده است، چنانكه مىفرمايند:
«... لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً؛[١]
به جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.»
«... وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً؛[٢]
و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.»
«... وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً؛[٣]
و پروردگارت حكم كرده جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.»
«... أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً؛[٤]