ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - مهربان نيستند، با ادبند!
چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.»
خداوند شكرگزارى در برابر پدر و مادر را در «قرآن»، در رديف شكرگزارى از خود و احسان به آنها را در رديف پرستش خود ذكر كرده است و به دليل اهميّت و ضرورت اين شكرگزارى و احسان است كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«إياكم و عقوق الوالدين؛ فإن ريح الجنة توجد من مسيرة ألف عام، و لا يجدها عاق؛[١]
از عاقّ پدر و مادر بترسيد؛ زيرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام مىرسد؛ امّا هيچگاه به كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند، نخواهد رسيد.»
سيّد قطب در تفسير «فى ظلال القرآن» حديثى به اين مضمون از پيامبر (ص) نقل مىكند كه:
مردى كه مادرش را بر دوش گرفته بود و طواف مىداد، پيامبر را در همان حال مشاهده كرد. عرض كرد: «آيا حقّ مادرم را با اين كار انجام دادم؟» پيامبر فرمودند: «نه؛ حتّى جبران يكى از نالههاى او را به هنگام وضع حمل، نمىكند.»
عموم آيات قرآن كريم، پس از اشاره به اصل توحيد، به يكى از اساسىترين تعليمات آسمانى، يعنى نيكى به پدر و مادر اشاره مىكند. حتّى در «آيه ٨٣ در سوره بقره»، از اين نيكويى به والدين، به مثابه «پيمان أخذ شده» خداوند، همچون پيمان عبوديّت ياد مىكند:
«وَإِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً؛
و به ياد آور هنگامى را كه از بنىاسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.»
شايد، اينهمه تأكيد، معطوف به يكى از بزرگترين حقوق خداوند درباره بندگانش و حقوق والدين درباره فرزندان باشد، يعنى حقّ نعمت هستى و حيات؛ زيرا، در رتبه نخست، اين نعمت بزرگ از ناحيه خداوند به انسان رسيده و در مرحله بعدى، از ناحيه پدر و مادر. از اينرو ترك حقوق پدر و مادر، همدوش شرك به خداوند ذكر شده است.
«قُلْتَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً؛[٢]
بگو بياييد آنچه را كه پروردگارتان بر شما حرام كرده، بيان كنم كه چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.»
اين مقاله، وظيفه بيان ضرورت نيكى به والدين و توصيه درباره آن را ندارد، تنها مىخواستم عرض كنم، شدّت تأكيد و تكرار توصيه، به افزايش احتمال نسيان و فراموشى و در نتيجه، ترك انجام تكليف از سوى فرزندان معطوف است و نتايجى كه لاجرم در اثر اين ترك تكليف به بار مىآيد. هماره آدمى، از اثرات وضعى انجام تكليف يا ترك تكليف در سه ساحت حياتش، دنيوى، برزخى و قيامتى غفلت مىورزد؛ در