ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - مهربان نيستند، با ادبند!
حالىكه، طبق سنّت ثابت الهى، هر انسانى، چه بداند و چه نداند، نتايج و اثرات وضعى اعمال را به تجربه خواهد نشست. به همان سان كه مطابق فرمايش حضرت رسول اكرم (ص) محروم شدن از استشمام رايحه بهشت، تنها يكى از نتايج «عاقّ والدين» شدن است.
خداوند متعال در «آيات ١٢ تا ١٥ از سوره لقمان» پس از ذكر مشروح سفارشها درباره پدر و مادر، اعلام مىدارد:
«ثُمَّإِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛[١]
بازگشت همه به سوى من است و من از كارهايى كه مىكرديد، آگاهتان مىكنم.»
اين لحن خالى از تهديد و عتاب نيست. به واقع بيان مىشود اگر در اين دنيا كوتاهى كنيد، در وقت بازگشت در پيشگاه الهى، تمام اين حقوق، خدمات و زحمات، مو به مو رسيدگى مىشود.
چنانكه عرض كردم، در مقابل اينهمه سفارش به نيكويى، انجام وظايف، اداى حقوق، مراقبتها و ... در برابر پدر و مادر، به پدر فرزندان تا اين حد سفارش به نيكويى و ... نشده است؛ زيرا والدين، به حكم فطرت، عواطف بسيار محكم و محبّت ذاتى درباره فرزندان، نيازمند اين همه تذكّر نيستند.
در ميان همه اقوام و ملل و در ميان همه طبقات اجتماعى، تجربه شده است كه پدر و مادر در تمامى سالها، ماهها و روزهاى عمر خود و در همه حالات و وضعيت فرزندان (سلامتى، بيمارى، معلوليّت و ...) با روى باز پذيراى فرزندان و مراقبت و محافظت از آنان مىشوند. چه بسيارند والدينى كه كودكان معلول خود را دهها سال مراقبت مىكنند؛ در حالىكه فرزندان گاه به استعداد يك شبانه روز، عهده دار امر مراقبت از والدين نمىشوند. در كمتر جايى مىتوان محلّى را يافت كه عهدهدار نگهدارى فرزندان باشند، در حالىكه در اقصا نقاط عالم، خانه سالمندان به چشم مىخورد.
موارد استثنايى، شانه خالى كردن والدين از مسئوليّت نگهدارى از فرزندان به برخى ملاحظات اجتماعى (ترس از آبرو ريزى، فقر مفرط و ...) برمىگردد؛ در حالىكه مادر، همه نگرانى، دلشوره، پشيمانى و هراس از عاقبت فرزند رها شده را تا ابد بر دوش خود حمل مىكند و در اوّلين فرصت نيز با شادمانگى به سوى فرزند رها شده بازگشت مىنمايد.
اگر جز اين بود كه خداوند كريم، محبّت خاص را پيش از تولّد فرزند در نهاد پدر و مادر، به وديعه گذارده، عموم نوزادان در هفته اوّل، پس از تولّد، در كوچه رها مىشدند؛ چنانكه فرزندان، در طرفة العينى و با تجربه كمى رنج و سختى، والدين پير سالخورده را در خانههاى سالمندان رها مىكنند يا در اوّلين بگو و مگو و انتقاد و اعتراض پدر و مادر، با كيف دستى خود، خانه و كاشانه را ترك كرده و براى هميشه والدين را به دست تندباد نسيان مىسپارند. مىتوان گفت:
دوام و بقاى نسل بشر و استمرار خلقت و نشو و نماى نسلها در ساحتى، به اين محبّت فطرى و خاصّ به وديعه نهاده شده در جان والدين نسبت به فرزندان برمىگردد.
فرزندان ناسپاس و كافر نعمت در حقّ والدين نيز، حسب همين قاعده و سنّت، درباره فرزندان خودشان همين نسبت را پيدا مىكنند. اين امر باعث تداوم ريزش محبّت و مراقبت و حفاظت والدين درباره فرزندان شده است.
اين از نسبت ما و اوّلين پدر و مادرمان. تعجّبى ندارد، خداوند كريم، در مراتب و ساحات مختلف، پدر و مادرى براى جمله فرزندان قرار داده است. آنان نيز همچون پدر و مادر تنى و جسمى، نسبتى چنين با ما دارند. بهطور معمول هم گاه ما از معلّمان و مربّيان به عنوان «پدر معنوى» خود ياد مىكنيم.