ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - بخش اوّل امام على عليه السلام، به سانِ كعبه
پرچم قرار دارند. على عليه السلام در امّت اسلامى چنين موقعيّتى را دارد. او پرچم هدايت همگان است. نور و روشنايى دين است. تشبيه در كلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ايجاب مىكند كه امّت اسلامى تحت پرچم او قرار گيرند و عَلَم ديگرى را در مقابل عَلَم او عَلَم نكنند؛ ولى افسوس كه از خدمت تحت اين پرچمِ هدايت سر باز زدند و پرچمهاى رنگارنگ ضلالت و گمراهى برافراشتند و امّتى را متفرّق ساخته و هر گروهى را تحت پرچمى مشغول كردند.
٣. ابن عبّاس كه به نمايندگى از اميرمؤمنان با خوارج به گفتوگو نشست، سخنان آنان را به حضرت منتقل نمود، يكى از اعتراضات خوارج امام اين بود كه او با اينكه وصىّ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود؛ امّا وصايت را ضايع و تباه كرد، حضرت در پاسخ مىفرمايد:
«شما مرا تكفير كرديد و بر من شوريديد و زمام امور را از دست من خارج كرديد و اوصياى الهى وظيفه ندارند كه مردم را به سوى خود فرا بخوانند، فقط پيامبران مبعوث شدهاند كه مردم را به سوى خود فرا بخوانند؛ امّا وصىّ كسى است كه مردم به سراغ او مىروند و او نيازى ندارد كه آنان را به سوى خود دعوت كند.»
سپس به آيه وجوب حج، استناد جسته، مىافزايد:
«اگر مردم حج را ترك كنند، خانه خدا به خاطر ترك آن از جانب مردم كافر نمىشود؛ ولى آنان به خاطر ترك خانه خدا كافر مىشوند؛ زيرا خداوند خانهاش را عَلَم و پرچم بر آنان قرار داده، مرا نيز علم و پرچم قرار داد؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «يا عَلِىُّ انْتَ بِمَنْزِلَة الْكَعْبَةِ تُؤْتى وَلا تَأْتى»[١]
٤. شبيه به اين بيان با نكات بيشتر در روايتى ديگر نقل شده كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به على عليه السلام فرمود:
«يا عَلِىُّ، انْتَ بِمَنْزِلَةِ الْكَعْبَةِ تُؤْتى وَلاتَأْتى فَانْ اتاكَ هؤُلاءِ الْقَومِ فَسَلَّمُوا لَكَ فَاقْبَلْهُ مِنْهُمْ، وَانْ لَمْ يأْتُوكَ فَلا تَأْتِهِم».[٢]
حضرت در اين سخن وجه تشبيه امام على عليه السلام را به كعبه تشريح مىكند. حاكم جامعه بايد از چنان جايگاهى برخوردار باشد كه مردم با عشق و علاقه، او را بپذيرند و به ولايتش گردن نهند و اطاعتش را بر خود فرض بشمارند.
بديهى است اگر مردم به سراغ حاكم بر حق و منصوب از جانب خدا نرفتند و ولايت او را در جامعه تحقّق نبخشيدند، معصيت كرده و ضرر و زيان آن نيز متوجّه ايشان است؛ زيرا حكومت براى امام معصوم يا عادل، مقام و فضيلتى محسوب نمىشود؛ زيرا در اين صورت قابل غصب نيست.
٥. روايت ديگرى كه با روايات قبلى تفاوتهايى دارد، از امام سجّاد عليه السلام نقل شده كه حضرت فرمود:
«فَانَّ عَلِيّا كَالْكَعْبَةِ الَّتى امَرَاللهُ، بِاسْتِقْبالِها لِلصّلوة جَعَلَهاالله لِيُؤْتَمَّ بِهِ فى امُور الدِّين وَالدُّنيا كَما لايَنْقُصُ الْكَعْبَةُ وَلا يقدح فى شَىْءٍ مِنْ شَرَفِها وَفَضْلِها انْ وَلىّ عَنْهَا الْكافِرُونَ، فَكَذلكَ لايَقْدَحُ فى عَلىّ إنْ اخّرَهُ عَنْ حَقِّهِ الْمُقَصِّرُونَ وَدافَعَهُ عَنْ واجِبِهِ الظّالِمُونْ؛[٣]
على مانند كعبه است كه خداوند دستور داده براى نماز رو به سوى آن بايستند، آن را قرار داد تا در امور دين و دنيا از آن تبعيّت كنند، همچنان كه كعبه دچار كمبود و نقصان نمىشود و چيزى از شرف و فضيلت آن كاسته نمىشود، اگر كافران از آن رو برگردانند؛ على عليه السلام هم ضررى نمىبيند اگر افراد مقصّر اداى حق او را به تأخير اندازند و ستمكاران او را از انجام تكليفش باز دارند.»
از اين روايت نيز بر مىآيد كه روگردانى مردم از امام على عليه السلام كه جايگاهى به سان كعبه در فرهنگ اسلامى دارد، به ضرر و زيان مردم است و آن حضرت ضررى از اين ناحيه نمىبيند.
بنابر آنچه گفته شد، از روايات پنجگانه فوق، چند نكته استفاده مىشود:
نكته اوّل: جامعه براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت نياز به راهنما دارد، همانطور كه خانه خدا قبلهگاه امّت اسلامى است، امام على عليه السلام نيز پرچم هدايت امّت است. (روايت ١ و ٢)
نكته دوم: مردم وظيفه دارند بر گرد وجود امام على عليه السلام به عنوان پرچم هدايت اجتماع كنند و با اطاعت از او، سعادت خود را تأمين نمايند، چنانكه موظّفند آهنگ خانه خدا نموده، حج به جا آورند. (روايت ١ و ٢)
نكته سوم: اگر مردم وظيفه و تكليف خود را نسبت به امام على عليه السلام ترك كرده، به علل مختلف اطراف او را خالى كنند و تحت پرچمهاى