ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - قلب ها آب مى شوند
از هم دور بمانند و بىتفاوت، چشم خود را بر آمد و شد روزگار و مرگ و حيات مردان و زنان قبيله محرومان ببندند و سهمى در رنج و شادى آنان براى خود نشناسند و بالأخره؛
قبيله، قبيله به مسلخ برده شوند تا اژدهاى آدمخوار دوشهاى ضحّاك به ضعف و سستى مبتلا نشود.
مبلّغان رسمى و غيررسمى نيز، چنان ضرورت و اصالت سيمها را در ذهن و روان ساكنان جغرافياى محرومان و مستضعفان القاء كردهاند كه آنان خود، مادح و سرود خوان آن همه بند و حصر و سيمند؛ سر و دستار مىافشانند، نغمهسرايى مىكنند و جدايىها را پررنگتر از هر زمان بارز مىسازند.
قلبها آب مىشوند
نگاهى ساده به نقشه جغرافياى جهان و رنگارنگى قطعات تفكيك شده و در هم و برهم آن، از ميزان تفرّق و تشتّت ملل و امم و پراكندگى جمعيّتهايى كه همه روزه اخبار منازعاتشان بر صفحه رسانههاى جهان نقش مىبندد، پرده برمىدارد. اگر گوش نيوشايى داشته باشى، صداى قهقهه ظالمان تفرقهافكن را خواهى شنيد. درست، در اوج سالهايى كه اتّفاق و اتّحاد و اقوام و ملل زير چتر سازمانهاى جهانى به رخ كشيده مىشد، اتْفاق و اتّحاد ظالمان و ستمگران بيش از هر زمان تسمه بر گرده ساكنان جغرافياى محرومان كشيده و بيش از همه قرون و اعصار، جهان را مبتلاى خشونت، قتل و غارت و بىپناهى محرومان ساخت، اتّفاق و اتّحادى كه از آن، با عنوان «ائتلاف صليب و سلفى و صهيون» ياد كردهام.
در ذهن خود، «ميانمار»، «كشمير»، «افغانستان»، «عراق»، «بحرين»، «يمن»، «سوريه»، «ايران»، «لبنان» و ... را در جغرافياى بىسيم خاردار تصوّر كنيد تا دريابيد مظلومترينها كدامند، هم آنان كه هماره نام و نشانشان در صدد اخبار مجروحان، مصدومان و بىخانمانان قرار مىگيرد.
اين اخبار آنقدر تكرارىاند و فهرست آسيبديدگان آنقدر طولانى است كه ديگر كسى بدانها توجّه نمىكند و براى آگاه شدن درباره حال و روز آنها رقبتى نشان نمىدهد. از اينجاست كه اخبار سرماخوردگى و سكته يكى از ساكنان جغرافياى ظالمان، به ناگاه تمامى اذهان را متوجّه خود ساخته و صدها مجرى تلويزيونى صد بار دربارهاش به بحث و گفتوگو مىنشينند.
هزار و اندى سال پيش از اين، حال و روز امروز قبيله مظلومان بر آينه دل نبى مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و اوليا و ائمه هدا عليه السلام منعكس بود. از اينرو؛ هماره يادآور اين معنا بودند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى اين شرايط را توصيف كرده و فرمودند:
«عِندَها يَذُوبُ قلبُ المؤمِنِ ...[١]؛ در آن ايّام، قلب مؤمن در درون خود ذوب مىشود، آنچنان كه نمك در آب ذوب مىشود؛ زيرا منكرات را مىبيند و قدرت جلوگيرى و تغيير آن را ندارد. مؤمن در ميان آنها با ترس و لرز راه مىرود كه اگر حرف بزند او را مىخورند و اگر ساكت شود، از غصّه مىميرد.»
در اين شرايط دهشتناك است كه، مظلومان غمگين و رنجيده، در معرض انواع تحقير ظالمان قرار مىگيرند. امام صادق عليه السلام فرمودند: «يكونُ المؤمنُ مَحزوناً مُحتَقراً ...[٢]؛ مؤمن در آن ايّام محزون و مورد تحقير قرار مىگيرد. او نمىتواند منكرات را جز در دلش انكار كند و در معرض هر نوع تحقير قرار خواهد گرفت.»
آن زمان، امام صادق عليه السلام، همين ايّام را مىديد كه مىفرمود: «سَيَذِلُّ اولياوُهُ ...[٣]؛ دوستان او [امام زمان عليه السلام] خوار و ذوب مىشوند، سرهاى