ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - آرزوى اوّل
نقل است از مرحوم الهى قمشهاى سؤال شد كه چه آرزويى در زندگى داريد؟ فرمود:
اينكه كنار حوض كوثر پاى درس اميرالمؤمنين عليه السلام درس نهج البلاغه بخوانم.
آرزوهاى فطرى، نشان كمال فرد و جامعه
آرزوهاى فطرى نشان بلوغ و حيات و زمينه رشد و اعتلاء و عامل صيانت در برابر ظلم و تباهى است. فطرتى كه با تقويت طبيعت يا با تسويل ترور شده است، از اين آرزوها تهى و در خدمت ظلم است. جامعهاى كه در آرزوى جامعه آرمانى نبوى و مهدوى است، در برابر آلودگىها و تباهىها ساكت نمىنشيند. چنين اميد و انتظار و آرزويى بسيار تحريككننده است و فرد و جامعه را در برابر ناهنجارىهاى اجتماعى و روابط ظالمانه اجتماعى عاصى مىكند. از اينرو دلّالان خون، شرف و حيثيت انسانها با قَدَر فيلسوفان خود تلاش مىكنند، جامعه آرمانى را خيالى و غيرممكن جلوه دهند تا بشريت امروز، هرگز در انديشه و آرزوى آن نبوده و به وضع موجود تن در دهد.
پوير[١] در مصاحبهاش با اشپيگل[٢] چند سال پيش از مرگش گفت: امروز مدينه فاضله در كلّ تاريخ بشر، جامعه ايالات متّحده است. مصاحبهگر از او پرسيد در جامعهاى كه هر ٨ ثانيه يك قتل و هر[٣] ثانيه يك تجاوز جنسى صورت مىگيرد و جامعهاى كه بزرگترين منبع درآمدش موادّ مخدّر و سلاحهاى كشتار جمعى، هستهاى، شيميايى و ميكروبى است، چگونه مىتواند مدينه فاضله و پايان تاريخ باشد؟! او پاسخ مىدهد كه: اصل ضرورت فكر كردن به مدينه فاضله دروغ بزرگى بوده كه به ما گفتهاند، هيچ مدينه فاضلهاى در انتهاى تاريخ وجود ندارد و نبايد به آن فكر كرد و اين فكرى انحرافى در ذهن بشر و باورى اساطيرى است!!!
وجود مبارك حضرت حجّت لبّيك الهى براى آرزوهاى مقدّس انسانى و نياز اصيل تكوينى است و نياز تكوينى هميشه پاسخ دارد «يَسْئَلُهُمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛[٤] هر كه در آسمان و زمين است، از او درخواست مىكند.» اين سؤال، تكوينى است و لذا بىجواب نيست. هر آرزوى مقدّس كه در ادوار مختلف به ذهن و قلب بشر رسيده، آرزوى فطرى و تكوينى است، از اينرو، همه آنها در عصر مهدوى به تحقّق خواهد پيوست. يا قدرت فوقالعادّهاى كه كوچكترين تحرّك تروريستها را متوجّه و آنها را منكوب نمايد.
از اين روست كه دلايل نقلى فراوانى بر فوقالعادّه و خارق العادّه بودن قدرت صاحب العصر و الزّمان (عج) وارد شده است و اينگونه است كه اوصاف آن حضرت، آيينه آرزوهاى مقدّس اوّلين و آخرين گرديده است. اينگونه آرزوها رفته رفته تشديد خواهد شد؛ زيرا ظلم، رفته رفته جهانى خواهد شد، در نتيجه بشر؛ آنچنان در حسرت اين آرزوها خواهد سوخت و آنچنان عطش انسان به اين آرزوهاى مقدّس فزونى خواهد يافت كه همانند زنبوران عسل كه به دنبال ملكه روان باشند، به دنبال انسان كامل خواهند بود، همچنانكه رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «يَاوى الَى المَهدى امّتُهُ كَما تَاوى النَّحلُ الى يَعسوبِها؛[٥] امّت به مهدى مهر مىورزند و به سويش پناه مىبرند، آنچنان كه زنبوران عسل به سوى ملكه خود پناه مىبرند.» يعنى وجود مقدّس صاحب العصر و الزّمان (عج) در اوج عطش و آرزوهاى مقدّس خواهد آمد.
اوصاف امام زمان عليه السلام تماماً فهرست آرزوى فطرى بشريّت است و بشريّت در انتظار تحقّق آرزوهاى مقدّس و جهانى است و ما شمّهاى از آنها را به عنوان نقطه اشتراك آمال تمام بشريت و موعود امم و اركان دوران ظهور مرور مىكنيم:
آرزوى اوّل
برچيده شدن بساطِ ظلم و تبعيض در جوامع بشرى
يعنى نه سلطان ظالم باشد، نه والى ظالم، نه مرد ظالم، نه زن ظالم و عدل حتّى در داخل خانهها حاكم شود، همچنانكه حرارت و برودت وارد خانهها مىشود، وارد حوزه خصوصى زندگى انسانها شود و در عرصه جهانى ظلم، تبعيض، حقّ ويژه، بردهدارى و منطق «الحَقُ لِمَن غَلَب؛[٦] حق با كسى است كه غلبه كند.» در مديريت جهانى برچيده