ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و چهل و هشت
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
تقديم به مولاى متّقيان، اميرالمؤمنين، على عليه السلام
٤ ص
(٤)
من ازسيم هاى خاردار متنفرم
٤ ص
(٥)
قلب ها آب مى شوند
٥ ص
(٦)
از ميان خبرها
٨ ص
(٧)
پزشكى پس از زايمان زن مسلمان، اسلام آورد
٨ ص
(٨)
دختر تحصيل كرده آلمانى شيعه شد
٨ ص
(٩)
منبع شفقنا
٨ ص
(١٠)
گرايش 75 درصد دانش آموزان يك مدرسه مسيحى به اسلام
٩ ص
(١١)
دختر چهار ساله شيعه به دليل حجاب از مهدكودك اخراج شد
٩ ص
(١٢)
فيلم ساز نادم هلندى اين بار در حمايت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فيلم مى سازد
١٠ ص
(١٣)
141 هزار كودك از تحصيل بازمانده اند
١١ ص
(١٤)
پخش اذان از مساجد سوئد براى اوّلين بار
١١ ص
(١٥)
گلستانه
١٢ ص
(١٦)
ويژه ولادت مولى الموحّدين، امام على عليه السلام
١٢ ص
(١٧)
زلالى يقين
١٢ ص
(١٨)
نام على عليه السلام
١٢ ص
(١٩)
مولا اگر نبود ؟
١٢ ص
(٢٠)
دليل خلقت آدم
١٣ ص
(٢١)
تشنه باران
١٣ ص
(٢٢)
به سان كعبه
١٤ ص
(٢٣)
بخش اوّل امام على عليه السلام، به سانِ كعبه
١٤ ص
(٢٤)
صراط مستقيم
١٨ ص
(٢٥)
سه قفل؛ با يك ك- ليد
٢١ ص
(٢٦)
نماز اوّل وقت «شاه كليد» است
٢١ ص
(٢٧)
حوادث قريب و ادعيه غريب
٢٢ ص
(٢٨)
امام زمان عليه السلام ما و آرزوهاى ما!
٢٦ ص
(٢٩)
آرزوهاى فطرى و طبيعى
٢٦ ص
(٣٠)
آرزوهاى فطرى، نشان كمال فرد و جامعه
٢٨ ص
(٣١)
آرزوى اوّل
٢٨ ص
(٣٢)
آروزى دوم
٢٩ ص
(٣٣)
آرزوى سوم
٢٩ ص
(٣٤)
آرزوى چهارم
٣١ ص
(٣٥)
مقايسه پيامبر و امام از ديدگاه امام رضا عليه السلام
٣٤ ص
(٣٦)
1 تعريف پيامبر
٣٤ ص
(٣٧)
2 تعريف امام
٣٦ ص
(٣٨)
3 تفاوت پيامبر و امام
٣٦ ص
(٣٩)
4 برترى امام بر پيامبر
٣٦ ص
(٤٠)
پراكندگى شيعيان
٣٨ ص
(٤١)
خاورميانه
٣٨ ص
(٤٢)
اردن
٣٩ ص
(٤٣)
يمن
٤٠ ص
(٤٤)
آفريقا
٤٠ ص
(٤٥)
سودان
٤٠ ص
(٤٦)
مصر
٤١ ص
(٤٧)
اتيوپى
٤١ ص
(٤٨)
تانزانيا
٤١ ص
(٤٩)
تونس
٤٢ ص
(٥٠)
آمريكا
٤٢ ص
(٥١)
نتيجه گيرى
٤٢ ص
(٥٢)
مسجدى در نمك
٤٣ ص
(٥٣)
مسجدى فوق العادّه در معدن نمك
٤٣ ص
(٥٤)
فرجام اسرائيل در تورات
٤٤ ص
(٥٥)
آشورى اسرائيل را نابود مى كند
٤٥ ص
(٥٦)
ابليسك
٤٨ ص
(٥٧)
نگاهى به پيشينه نمايه ابليسك
٤٨ ص
(٥٨)
رواج ابليسك ها در قرون مدرن
٥٠ ص
(٥٩)
اهمّيت ابليسك در فرامانسونرى و آيين شيطان پرستى
٥٠ ص
(٦٠)
بفومت، خداى شيطان پرستان
٥١ ص
(٦١)
نماد شيطان در مركز مسيحيّت جهان
٥١ ص
(٦٢)
نماد شيطان در پايتخت مسيحيّت
٥١ ص
(٦٣)
انتقال ديگر ابليسك ها توسط فراماسون ها
٥١ ص
(٦٤)
بزرگ ترين ابليسك جهان چگونه به وجود آمد؟
٥٢ ص
(٦٥)
نمايى از ابليسك واشينگتن و كاخ سفيد
٥٢ ص
(٦٦)
حذف نماد شيطان از مراسم رمى جمرات در جايگزينى آن با يك ديوار
٥٢ ص
(٦٧)
راهكارهاى جديد!
٥٣ ص
(٦٨)
ستاره هايى كه مى چرخند
٥٣ ص
(٦٩)
نمادهاى آويخته بر شهر
٥٤ ص
(٧٠)
فلسفه توسّل
٥٨ ص
(٧١)
معناى لغوى توسّل
٥٨ ص
(٧٢)
معناى اصطلاحى توسّل
٥٨ ص
(٧٣)
توسّل، نوعى شفاعت در دنيا
٦٠ ص
(٧٤)
آيات قرآن در زمينه دعا و توسّل
٦٠ ص
(٧٥)
فرشتگان؛ وسيله تقرّب
٦١ ص
(٧٦)
ابتغاء وسيله
٦١ ص
(٧٧)
توسّل مجازى و حقيقى
٦١ ص
(٧٨)
توسّل و تقويت روح بندگى
٦٢ ص
(٧٩)
استكبار مانع توسّل
٦٢ ص
(٨٠)
شبهه اى در باب توسّل
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - من ازسيم هاى خاردار متنفرم

تقديم به مولاى متّقيان، اميرالمؤمنين، على عليه السلام‌

من ازسيم هاى خاردار متنفرم‌

اسماعيل شفيعى سروستانى‌

در ادبيات سياسى و اجتماعى عموم اقوام و ملل، عبارت سيم‌هاى خاردار، مفهوم حصر، مرز، ممنوعيّت و ممانعت را متبادر به ذهن مى‌سازد، خواه آنكه اين سيم‌ها، بر جغرافياى زمين، حصار و مرزى را معلوم كرده باشند و خواه آنكه در قالب تمثيل، انديشه، ذهن و زبانى را در بند و بست خود محصور كرده باشند و درست، به همان سان كه تيزى خارهاى سيمى دست و پا را مجروح و زخمى مى‌كنند، تيزى حصار انديشه و مانع فراروى جريان سيّال ذهن، قلب را مجروح كرده و مى‌آزارد. از اين روست كه به جز برپاكنندگان سيم‌هاى خاردار، باقى خلق روزگار يك صدا فرياد برمى‌آورند: من از سيم‌هاى خاردار متنفّرم!

اين عبارت شاعرانه، در آن لحظه‌اى كه براى ايراد سخنرانى رو به روى جمعيت حاضر در سالن قرار گرفتم، پر رنگ و فسفرى به ذهنم هجوم آورد و از همين جا هم شروع كردم به گفت‌وگو:

سيم‌هاى خاردار كشيده شده بر جغرافياى زمين، تن‌ها را و حصار انديشه‌ها، قلب‌ها، زبان‌ها و جان‌هاى بندگان خدا را از هم دور ساخته و در قراردادى نانوشته، همه سرمايه‌ها، علقه‌ها و حتّى احساسات و عواطف انسان‌ها را در بند و بست و حصار، گرفتار جدايى و دورى ساخته‌اند. گويى، اين «سيم‌هاى خاردار» ند كه حكم خود را جارى ساخته و مردمان را وامى‌دارند تا در پى آنها و بسته بدان‌ها دوست بدارند، متنفّر باشند و شمشير بر هم بكشند؛ حتّى اگر صد پيوند سببى و نسبى و خونى ميان هم داشته باشند.

سيم‌ها، تو را وامى‌دارند تا كين بورزى، دورى كنى، از همه كسانى كه گاه با تو در يك خاك ريشه دارند و جانتان در پيوندى ابدى با آنها همراه است، بريده شوى و به عكس؛ گاه از شما مى‌خواهند با كسانى كه ميان شما و آنان هيچ پيوند و بستگى وجود ندارد، پيوند بخورى.

سيم‌هاى خاردار همه مفاهيم را درهم مى‌ريزند و حتّى قدرت آن را مى‌يابند تا تو را از خودت نيز بيگانه كنند. همه سوابق و لواحق را پاك مى‌كنند، از آينده نيز روى برمى‌تابند تا مردم، در ازدحام سيم‌هاى خاردار اعتبارى، چونان يك روبات، در گستره منافع و مضارّ اعتبارى تعريف شده، بمانند و حتّى حقيقت خويش را نيز فراموش كنند.

آن‌چنان به اين همه بند و حصر و سيم كشيده شده بر جغرافياى خاكى و ذهنى، مادّى و معنوى خو كرده‌ايم كه ديگر به ذهنمان هم خطور نمى‌كند تا بپرسيم اين همه، از منافع سهم‌خواهانه و تماميّت‌طلبى چه كسانى پاسبانى مى‌كنند؟ به ويژه، در جغرافياى جهان مستضعفان و محرومان؛ از سيم‌هاى خاردار اعتبارى، بهانه‌اى و باعثى ساخته‌اند تا آنان،

از هم بى‌خبر بمانند و از همه رنج‌ها و تازيانه‌هايى كه ستم بر گرده‌هايشان فرو مى‌آورد؛

نديده گرفته شوند؛ در حالى و موقعيّتى كه در پشت درب‌هاى بسته برايشان حكم صادر كرده و به مورد اجرا مى‌گذارند؛

در گستره حوادث و هواجس ديوان آدم‌خوار، از كشف حقايق و سير در مراتب كمالى بى‌نصيب بمانند و در اسارت تمنّيات حيوى و شهوى همه استعدادهاى خدادادى را نسل در نسل از دست رفته ببينند؛