ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - انتقال ديگر ابليسك ها توسط فراماسون ها
ماه سفيد(Geburah) و دست ديگر به سمت پايين به سمت ماه سياه(Chesed) است كه اين علامت نشان دهنده متعادل بودن رحمت و عدالت است. در بين دو شاخ بز بفومت يك شعله هوش(Intelligence) است. در محلّ آلت تناسلى بفومت يك ميله وجود دارد كه نشانه «زندگى بىپايان» آن (كه نمادش ابليسك مىباشد) است و پستانهاى آن به اومانيسم تعبير شده است.
بفومت، خداى شيطانپرستان
همانگونه كه قبلًا نيز گفته شد، اين معمارى هم اينك در سراسر اروپا و آمريكا در بسيارى از ميادين اصلى شهرها به چشم مىخورد. اين موضوع در قرن ١٩ م. توسط فراماسونها محقّق شد. بدين ترتيب ابليسك نمادى شد، از قدرت عظيم فراماسونرى در اين قرن و اين موضوع نشان دهنده عشق شديد و پنهانى فراماسونها به اين نماد شيطانى است. فراماسونها علاقه بسيارى نيز به ازيريس و افسانه آن دارند. در اين افسانه آمده است، ازيريس پادشاه مصر با خواهرش آسيس(Isis) ازدواج مىكند. برادر ازيريس، سِت(Set) ، براى به چنگ آوردن پادشاهى تصميم به قتل برادر خود مىگيرد، ست، ازيريس را فريفت تا در صندوق طلايى پنهان شود؛ ولى بلافاصله درب صندوق را قفل مىكند و آن را در «رودخانه نيل» مىاندازد. صندوق به شهر «بايبلوس»(Byblos) در «سوريه» كنونى مىرسد و در حالى كه حاوى بدن مرده ازيريس بود، كنار يك درخت اقاقيا توقّف مىكند. آسيس به توطئه ست پى مىبرد و براى يافتن شوهر خود راهى مىشود. آسيس خوابى مىبيند، مبنى بر اينكه مىتواند شوهر خود را در بايبلوس بيابد. آسيس بدن شوهر خود را مىيابد و به مصر باز مىگرداند؛ ولى ست بدن ازيريس را مىدزدد و آن را مثله مىكند (به ١٤ قسمت تقسيم مىكند) و هر قسمت را به گوشهاى از مصر مىفرستد؛ زيرا مىترسيد ازيريس دوباره زنده شود. آسيس دوباره براى پيدا كردن قطعات بدن شوهرش به راه مىافتد و تنها در يافتن يك قطعه ناموفّق است، او هر ١٣ قطعه يافته شده را به خاك مىسپارد. پسر ازيريس، هوروس(Horus) انتقام پدر خود را گرفته و عموى خود را مىكشد. پسر ديگر ازيريس به نام آنوبيس(Anubis) پدر خود را زنده مىكند و اينك ازيريس به عنوان خداى مردگان شناخته مىشود. تنها تكّهاى از بدن ازيريس كه يافت نشد، «آلت تناسلى» او بود كه «ست» آن را در نيل انداخته بود و ماهىها آن را بلعيده بودند. به خاطر اين موضوع آسيس آلت تناسلى مصنوعى ساخته بود و در مصر فرقه ججاى براى پرستش آن ايجاد شده بود. عدّهاى معتقدند كه ابليسك نمادى از همان بنايى است كه آسيس آن را ساخته است.
خداى ازيريس، خداى مردگان و جهان زيرزمينى، خداى محبوب فراماسونها
نماد شيطان در مركز مسيحيّت جهان
ابليسكها بعد از سقوط امپراتورى روم تا رنسانس ديگر مطرح نشدند. مهمترين ابليسك در روم (كه مشهور به پايتخت ابليسكها است) در واتيكان مركز مسيحيان كاتوليك جهان قرار دارد، بنايى به ارتفاع ٥/ ٢٥ متر كه در سال ٣٧ ميلادى از مصر به اين شهر منتقل شد، بعدها پاپ سيكستاس پنجم(Sixtus V) تصميم به نصب اين ابليسك در ميدان «سنت پيتر»(Saint Peter) روبهروى كليسايى به همين نام گرفت. پاپ در نظر داشت ابليسك را به واسطه نصب صليب بر روى هرم آن در تمام «رم» نمادى از تقدّس بكند و آنها را در مقابل تمام كليساهاى مهم شهر قرار بدهد تا وسيلهاى براى ترويج مسيحيّت براى زائران اين شهر باشد. پاپ سيكستاس پنجم، قبل از نصب ابليسك در ميدان سنت پيتر، ابليسكى چوبى به جاى آن قرار داد تا مراسم جنگيرى از ابليسك اصلى به پايان برسد و نصب آن در سال ١٥٨٦ م. با به كارگيرى ١٠٠٠ مرد و ١٤٠ اسب خاتمه يافت.
اربابان كليسا براى توجيه قرار گرفتن ابليسك در ميدان ياد شده، چنين مىگويند:
براى كافران، ستون هرمى شكل سنگى يك نماد خورشيدى است كه نماينده يك جريان حياتى بين آسمان و زمين، راهى براى برقرارى ارتباط الهى بود. به عنوان يك اثر تاريخى بت پرست در بزرگترين ميدان مسيحى، آن را نمادى از انسانيت رسيدن به مسيح است. البتّه اين ابليسك نقش يك ساعت خورشيدى را نيز ايفا مىكند و بنا به گفته پاپ بنديكت شانزدهم:
آن ساعت آفتابى غول پيكر براى كمك به دليل نشان كردن نماز هميشگى خود و روز مقدّس در طول سال است.
نماد شيطان در پايتخت مسيحيّت
انتقال ديگر ابليسكها توسط فراماسونها
در قرن نوزدهم ميلادى فراماسونها ابليسك را به عنوان تنها بناى يادبود ازيريس در معمارى بسيارى از شهرهاى تمدّن غرب وارد كردند، اين موضوع در زمان غارت مصر توسط ناپلئون به اوج خود رسيد. «پاريس» اوّلين شهر در تمدّن مغرب زمين بود كه اين معمارى را درون خود جاى داد. در سال ١٨٣٠ م. محمّدعلى، نايب السلطنه مصر به پادشاه فرانسه ابليسكى هديه داد كه اينك در «ميدان كنكورد»(Place de la Concorde) در پاريس وجود دارد. اين ميدان در انقلاب فرانسه به نام «ميدان انقلاب» خوانده مىشد و محلّى بود كه انقلابيون سرِ اشراف و كشيشان را به گيوتين مىسپردند.
حكّاكىهاى روى اين ابليسك تعريف و تمجيد از فرعون مصر است. در سال ١٩٩٨ م. به دستور رئيس جمهور فرانسه، ژاك شيراك هرم رأسى بناى ابليسك را طلاكوبى كرد. در سال ١٨٧٥ م.
ژنرال جيمز الكساندر(Sir James Alexander) تصميم به انتقال يك ابليسك به «لندن» گرفت، دكتر اراسموس ويلسون(Erasmus Wilson) از فراماسونهاى معروف بود كه هزينه انتقال و نصب ابليسك را تقبّل كرد. اين ابليسك توسط دو مهندس فراماسون به نامهاى ديكسون(Dixon) و استيفنسون(Stephenson) نصب شد. در سال ١٨٧٨ م. كنار رودخانه تايمز(Thames) در لندن اين ابليسك نصب شد و به دليل زحمت فراوان اين جابهجايى و نصب به دكتر ويلسن لقب شواليه اعطا شد. اين ابليسك به سوزن كلئوپاترا(Cleopatras Needle) معروف است. همانطور كه ذكر شد، ابليسكها در مصر باستان به صورت دوقلو در دروازه معابد به كار مىرفت، جفت