ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - توسّل مجازى و حقيقى
فرشتگان؛ وسيله تقرّب
ملائكه الهى از آن حيث كه از سعه و مرتّب وجودى بالا و والايى برخوردارند، مىتوانند به عنوان متوسّلبه براى ديگران، اسباب تقرّب و وسيله مغفرت باشند؛ بنابراين براساس آيات قرآن كريم، ملائكه الهى در حقّ مؤمنين دعا و از پيشگاه خداوند براى آنان طلب آمرزش مىكنند.
«رَبَّناوَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ. رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ. وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»[١]
ملائكه الهى عرضه مىدارند: «پروردگارا! علم و رحمت تو همه چيز را فراگرفته است، پس آنان را كه توبه كرده و راه تو را پيش گرفتهاند، بيامرز و از عذاب دوزخ رهايشان ساز، بار الها! آنها را در بهشت عدن (و برين) كه وعدهشان دادهاى، همراه با پدران و مادران و همسران و فرزندانشان كه صالحند، داخل گردان كه به راستى تويى خداوند مقتدر حكيم و مؤمنان را (به لطف و عنايت خود) از ارتكاب اعمال زشت مصون دار كه هر كس را از زشتكارى محفوظ دارى، او را مورد عنايت و رحمت خود قرار دادهاى و اين است كه به راستى رستگارى و فيروزى به شمار مىرود.»
در مواردى، خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خطاب مىكند كه در مورد زنان و مردان با ايمان و پيروان خويش، عفو و گذشت داشته باشد و براى آنان طلب آمرزش نمايد. مدلول الزامى اين امر اين است كه ديگران نيز از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم طلب وساطت نمايند و به ايشان متوسّل شوند تا تقرّب بيشترى به خداوند پيدا كنند:
١. «... فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ ...؛[٢]
(اى پيامبر ما!) از خطاهاى مردم درگذر و براى آنها طلب آمرزش كن».
٢. «وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[٣]
براى مؤمنان از خداوند طلب مغفرت كن كه به راستى خداوند بخشنده و مهربان است».
٣ «وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[٤]
براى زنان مؤمن از درگاه الهى طلب آمرزش نما كه به راستى خداوند بخشنده و مهربان است».
آنچه در تمامى آيات گذشته به آن اشاره شد، واسطه شدن انسانى شايسته و برگزيده در بارگاه خداوند و درخواست و تقاضاى او در حقّ خود ديگران در همين دنياست كه اگر در حقّ خود به طور مستقيم باشد، مصداق توسّل مصطلح نيست و اگر در حقّ ديگران باشد، مصداق توسّل است. نكته قابل توجّه اين است كه اگر انسان از طريق حقيقت يك عمل شايسته مثل نماز، به خداوند توسّل پيدا كند، در اين صورت گرچه توسّل مصطلح اطلاق نمىشود؛ امّا مىتوان اين عمل را وسيله متوسّلبه و شخص مسّلى را متوسّل و خداوند را متوسّلاليه ناميد.
ابتغاء وسيله
در دو آيه از آيات قرآن، مسئله ابتغاى وسيله، يعنى جستوجو و گزينش راه و وسيله براى قرب به پروردگار مطرح شده است. در آيه ٥٧ سوره اسراء مىخوانيم:
«أُولئِكَالَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ؛
معبودهايى غير از خداوند (مثل مسيح و فرشتگان)، خود، خدا را مىخواهند و براى تقرب به او وسيلهاى مىجويند».
در آيه ديگر به مؤمنان دستور داده شده است كه براى تقرّب به خداوند، وسيلهاى را اتّخاذ كنند و تقواى حقيقى، جز از راه اتّخاذ وسيله (توسّل) نخواهد بود:
«ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ؛[٥]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى خدا پيشه و براى خويش در نزد او وسيله و راهى جستوجو كنيد».
ممكن است منظور از كلمه وسيله در آيه ياد شده، مطلق اعمال صالح باشد كه وسيله تقرّب الى الله است. براساس آنچه از بعضى روايات به دست مىآيد، مراد از آن، مقام خاصّى است كه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم از طرف خداوند عطا شده است و بنابر تعدادى ديگر از روايات، ائمه معصومان عليه السلام خود تصريح فرمودهاند كه: «به خدا سوگند مراد از وسيله در اين آيه، ما چهارده معصوم هستيم.»[٦]
در آيه ديگرى خداوند، عدم توسّل به انسانهاى برگزيدهاى، چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نشانه استكبار و خودبزرگبينى مىداند و در مورد منافقان مىفرمايد:
«وَإِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ؛[٧]
و آن هنگام كه به آنها (منافقان) گفته شود، به نزد رسول خدا آييد تا از درگاه خداوند برايتان طلب مغفرت نمايد، سرمىپيچند و مىبينى كه از روى تكبّر و نخوت روى برمىتابند».
بنابراين در خود آيات قرآن كريم نيز به توسّل و واسطهطلبى در پيشگاه خداوند امر شده است.
توسّل مجازى و حقيقى
حقيقت توسّل همان خواست قلبى و كشش درونى متوسّل نسبت به متوسّلبه براى قرب متوسّلاليه، يعنى خداوند است و اين همه در محور حقيقت است، نه مجاز. خواست و ميل قلبى حقيقى، امرى جداى از حقيقت وجودى شخص متوسّل نيست و لذا توسّل به معناى هماهنگ ساختن حقيقت وجودى انسان و تحوّل جوهر و ذات فرد در راستاى حقيقت وجود ذوات مقدّسه اولياء الهى است كه حقيقت اين ذوات نيز به نوبه خود جلوهاى از مقام حقّ محض و كمال مطلق است.
وقتى روح شخص متوسّل، از ارواح انبياء و اولياى معصوم عليه السلام رنگ مىگيرد. در حقيقت مصطبغ به صبغةالله مىشود و اين يك امر حقيقى است كه آثارى حقيقى نيز به دنبال دارد. توسّل حقيقتاً از مقوله تلفّظ نيست؛ گرچه از ناحيه اولياى دين، الفاظ توسّل و دعا نيز مأثور است. آنان، هم حقيقت توسّل و هم الفاظ حاكى از حقيقت آن را تعليم دادهاند. اگر ما تنها به تلفّظ بسنده كنيم، هرگز نبايد توقّع آثار توسّل را داشته باشيم و علّت اينكه بسيارى از دعاها و توسّلات ما مستجاب نيست، همين است. سرّ عدم استجابت دعا و توسّل اين است كه مقصود و مطلوب ما در منظومه نظام احسن هستى نمىگنجد و خير