ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - بخش اوّل امام على عليه السلام، به سانِ كعبه
به سان كعبه
سيّد جواد ورعى
بخش وسيعى از سخنان امام على عليه السلام در ابعاد مختلف حج و سرزمين وحى است. بعضى از آنها در مقام تبيين فلسفه و حكمتِ تشريع حج مىباشد. بعضى سخنان را از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم درباره اين فريضه بزرگ الهى نقل مىكند. بعضى مربوط به احكام و مناسك حج است. بعضى هم عهدهدار تشريح جايگاه و اهمّيت حج در فرهنگ اسلامى است. در بعضى نيز تصحيح احكام و مقرّرات نادرستى به چشم مىخورد كه از سوى خلفاى وقت مقرّر شده و به اجرا در مىآمد.[١]
در اين ميان به رواياتى برخورد مىكنيم كه شخصيّت امام على عليه السلام در ارتباط با حج و سرزمين وحى و بيت الله الحرام نمايانده شده است.[٢] از آنجا كه پرداختن تفصيلى به همه سخنان آن حضرت، از حوصله يك مقاله خارج است، تنها گزيدهاى از محورهاى فوق را به اختصار مطرح مىكنيم تا هم گوشهاى از شخصيّت والاى آن امام همام نمايان شود و هم با مرورى بر سخنان گهربار او، گوشهاى از عظمت فريضه حج تبيين گردد.
بخش اوّل: امام على عليه السلام، به سانِ كعبه
معروف است كه در جنگ صفّين، هنگامى كه افراد جاهل در سپاه حضرت، فريب معاويه و عمروعاص را خوردند و خواستار حَكَميّت قرآن ميان دو لشكر شدند، امام على عليه السلام به آنان فرمود:
«قرآنى كه بر نيزهها مىبينيد، فريبى بيش نيست، من بيش از آنان پايبند احكام قرآنم؛ «وَيْحَكُمْ انَا اوَّلُ مَنْ دَعا الى كِتابِ الله ...؛[٣]
... واى بر شما، من نخستين كسى هستم كه به كتاب خدا دعوت كردم و اوّلين كسى هستم كه دعوت كتاب خدا را اجابت كردم و دينم به من اجازه نمىدهد كه دعوت به كتاب خدا شوم و آن را نپذيرم. همانا من با آنان مىجنگم تا سر تسليم در برابر حكم قرآن فرو آورند، آنان خدا را نافرمانى كرددند و پيمان او را شكستند و كتاب او را پشت سر افكندند؛ وليكن من به شما اعلام مىكنم كه اينان حقّه زدهاند و شما را فريفتند. آنان در پى عمل به قرآن نيستند.»
اينكه امام على عليه السلام و ساير امامان، خود را قرآن ناطق خواندهاند، بدين جهت است كه تمام معارف و دستورات قرآن در وجود آنان تجلّى يافته است. اگر قرآن هدايت انسانها را تعقيب مىكند و برنامه آسمانى تربيت انسانهاى كامل است، هر انسان كاملى قرآن مجسّم خواهد بود. كتاب حقيقى است كه از مبدأ وحى به قلب مقدّس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل گشته و همين حقيقت توسط پيامبر در وجود على عليه السلام متجلّى شده و از او قرآن مجسّم ساخته است. امام خمينى (ره) آن عارف نامدار مىفرمود:
اگر چنانچه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم، غير از اين موجود تربيت نكرده بود، كافى بود برايش.
اگر چنانچه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مبعوث شده بود براى اينكه يك همچو موجودى را تحويل جامعه بدهد، اين كافى بود.[٤]
پس جايگاه علىّ بن ابى طالب عليه السلام به عنوان انسان كامل آن است كه وجود عينى و تجسّم يافته قرآن كريم است و شايد به همين جهت مانند قرآن كه طاهر است و جز پاكان آن را لمس نمىكنند، «لايَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[٥] آن حضرت نيز با اولياى معصوم ديگر طاهرند «إِنَّما