ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - فرجام اسرائيل در تورات
فرجام اسرائيل در تورات
مهدى حمدالفتلاوى ترجمه و تحقيق: محمّدباقر ذوالقدر
هركس «كتاب مقدّس» و شرحهاى آن را با دقّت و تأمّل مطالعه كرده باشد، متوجّه خواهد شد كه در اين آثار، به نبرد خونينى در آينده اشاره رفته است كه در سرزمين «فلسطين»، بين يهود و مسلمانان رخ خواهد داد. شارحان كتاب مقدّس، رهبر مسلمانان را در اين نبرد، آشورى نام نهادهاند و سرزمين «فارس» را نقطه جغرافيايى آغاز انقلاب او و «سوريه» را از اوّلين همپيمانانش در ابتداى ظهورش مىدانند و يكى از اهداف استراتژيك آشورى، نابودى قدرت يهود و حذف دولت آنان از صحنه روزگار است.
اهل كتاب از اين مبارزه چنين ياد كردهاند:
در آنجا، دو نيروى درگير رقيب بر سر رهبرى جهان وجود خواهد داشت: دولتهاى غرب اروپا و دولت آشورى.[١]
در خصوص هويّت دولت آشورى گفتهاند: فرات مرز طبيعى بين يهود و آشورى است[٢] و نيز: سرزمين آشورى، فارس و ايران و تركيه است.[٣]
در سِفر رؤيا، به طور دقيق ملّت اين رهبر توصيف شده است:
ملّت او، آنچنان نيرومند است كه در گذشته مانندى نداشته و از آن پس هم نخواهد داشت؛ پيشاپيش آنها آتشى است خورنده و پشت سر آنها شعلهاى است سوزنده و پيش رويشان بهشت جاودان؛ يعنى براى شهادت چون قهرمان مىتازند ...؛ مردانِ جنگند ...؛ هر يك راه خود را مىرود و آن را تغيير نمىدهد و هيچ يك مزاحم ديگرى نمىشود؛ در ميان اسلحه واقع شدهاند؛ ولى شكست نمىخورند.[٤]
شارحان كتاب مقدّس از شروع حركت لشكر آشورى از «ايران» سخن مىگويند: خيل انبوه و فراوانى از فارس خارج مىشوند.[٥]
و سپس از هدف اين لشكر سخن به ميان مىآورند و مىگويند: دست خداست كه به وسيله آشورى فرود خواهد آمد[٦] و در آخرالزّمان دشمن اسرائيل خواهد بود[٧] و خداوند او را براى امّتى با همّت مىفرستد و اين امّت، ملّت او محسوب مىشود.[٨]
آنگاه دانشمندان اهل كتاب، به معرفى نيروهاى غربى مىپردازند كه با يهود، عليه آشورى كه با سپاهيان خود از ايران به سمت «فلسطين» لشكركشى مىكند، ائتلاف مىنمايند:
يهوديان از ترس آشورى با پيشواى رومى پيمانى مىبندند.[٩] و لشكريان آشورى به دشمن بزرگ غرب تبديل مىشوند.[١٠]
سؤالى در اينجا مطرح است كه؛ آشورى به چه دينى پايبند است؟
از نظر تاريخى مشخّص است كه سرزمين فارس، در زمان نگارش «كتاب عهد قديم»، بتپرست بوده و اديان شركآميز بسيارى در آنجا وجود داشته است، آيا چنين رهبرى كه دست قدرت خدا از آستين او بيرون مىآيد، مجوسى است؟! يا چيز ديگرى؟ حنا در تفسير «اشعيا» مىگويد: اينكه پادشان آشور مسيحى باشد، حتماً غيرممكن است.[١١]
و ما مىگوييم؛ چون دشمن يهود است، يهودى نيز نخواهد بود، پس چه دينى دارد؟
آيرنسايد، در «تفسير دانيال» به اين پرسش پاسخ مىدهد و مىگويد:
او رهبرى خشن و جاىگزينى لايق براى پادشاهان ستمگر امپراتورى عثمانى است و مىگويد: رؤساى او همه پادشاهانند.[١٢]