ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - امان از غفلت!
در روايات، ماجراى جالبى ضمن سفرهاى ذوالقرنين، كه از جمله شخصيّتهاى مورد تأييد قرآن كريم است، آمده كه در اينجا و به تناسب موضوع، نقل آن خالى از لطف نيست:
همچنان كه ذو القرنين به راه خود ادامه مىداد به گروهى از خردمندان امّت موسى (ع) رسيد كه به حق راهنمايى شده بودند و به آن عمل مىكردند و چون ايشان را ديد، به آنان گفت: اى قوم! از خبر خود براى من بگوييد كه من تمام خاور و باختر، خشكى و دريا، زمين و كوه و دشت و روشنى و تاريكى آن را گشتهام و به گروهى چون شما برنخوردهام. اينك به من خبر دهيد كه چرا گور مردگان شما بر در خانههايتان قرار دارد؟ گفتند: چنين كردهايم كه مرگ را فراموش نكنيم و ياد آن از دلهاى ما بيرون نرود. پرسيد: چرا خانههاى شما در ندارد؟ گفتند: ميان ما كسى دزد نيست و هيچ كس هم مورد سوء ظن نيست و همگان امين هستند. پرسيد: چرا ميان شما اميران نيستند؟ گفتند: بدان سبب كه به يكديگر ستم نمىكنيم. پرسيد: چرا حاكم نداريد و كسى بر شما پادشاه نيست؟ گفتند: مال اندوزى نمىكنيم و ستيزهجويى نداريم. پرسيد: چرا بر يكديگر برترى نمىجوييد و تفاوتى نداريد؟ گفتند: چون بر يكديگر مهربانيم و با يكديگر مواسات مىكنيم. پرسيد: چرا اختلاف با يكديگر نداريد و نزاع نمىكنيد؟ گفتند: به مناسبت الفت دلهاى ما با يكديگر و اصلاح ميان خودمان. پرسيد: چگونه است كه به يكديگر دشنام نمىدهيد و قتلى ميان شما اتفاق نمىافتد؟ گفتند: ما بر خواستههاى نفسانى خود پيروزشدهايم و نفسهاى خويش را لگام بردبارى زدهايم. پرسيد: چرا همگان هم عقيدهايد و چگونه راه و روش شما مستقيم و راست است؟ گفتند: به اين سبب است كه دروغ نمىگوييم و نسبت به يكديگر مكر نمىورزيم و هيچ يك از ديگرى غيبت نمىكنيم. گفت: به من بگوييد چرا ميان شما هيچ مستمند و بينوا نيست؟ گفتند: از اين روى كه ما اموال خود را برابر تقسيم مىكنيم. پرسيد: چرا ميان شما هيچ تندخو و خشنى نيست؟ گفتند: نتيجه فروتنى و افتادگى است. پرسيد: سبب آنكه عمر شما از همه درازتر است چيست؟
گفتند: بدين سبب است كه حق را گردن مىنهيم و به دادگرى حكم مىكنيم. پرسيد:
چرا گرفتار خشكسالى و قحطى نمىشويد؟ گفتند: به سبب آنكه از آمرزش خواهى غفلت نمىكنيم. پرسيد: چرا بيتابى نمىكنيد؟ گفتند: به آن سبب كه ما خويشتن را براى بلا و گرفتارى آماده ساختهايم و خود خويشتن را تسليّت و آرامش مىدهيم.
پرسيد: چرا آفتها به شما نمىرسد؟ گفتند: از اين روى كه جز بر خدا، بر هيچ كس توكّل نمىكنيم و از ستارگان و منازل بروج، طلب باران نمىكنيم. گفت: اى قوم! به من بگوييد آيا پدران شما همين گونه رفتار مىكردند؟ گفتند: آرى، آنان را چنين ديديم كه به مستمندان خود رحم مىكردند و با بينوايان مواسات مىورزيدند و از هر كس كه به آنان ستم كرده بود، درمىگذشتند و به هر كس كه نسبت به ايشان بدى كرده بود، نيكى مىكردند و براى بدكاران خود، آمرزش خواهى مىكردند و پيوند خويشاوندان را رعايت مىكردند و امانت را مسترد مىداشتند و همواره راست مىگفتند و هيچ گاه دروغ نمىگفتند و بدين سبب بود كه خداوند كارشان را اصلاح فرمود. ذوالقرنين تا هنگام مرگ خويش، ميان ايشان مقيم شد و به هنگام مرگ، پانصد ساله بود.[١]
[١]. روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ج ٢، ص ٤٣٦.