ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - محبوبيّت كثرت مسلمانان و موحّدان
رومى را برانگيخت و پس از آن نيز مخالفت كردند، خداوند مجوس را بر ايشان مسلّط كرد و چون باز هم دست به فساد و افساد گشودند، خداوند مسلمانان را تسلّط داد.[١]
بارى، حقيقتاً اين معجزه قرآن است كه از حقيقت زشتى نفوس و آثار تبعات كردار يهوديان پرده برداشته است. تمام جمعيّت آنها كه امروزه با غصب اراضى مسلمانان، دولت اسرائيل را سرپا نمودهاند، از چند ميليون تجاوز نمىكند و مخالفت درونى بينشان زياد است و اتّحاد و اتّفاق ندارند؛ با آنكه دولت انگلستان، قديمىترين دشمن اسلام و مسلمانان و آمريكا دست به كار حيلهگرى و مكّارى، به وسيله تبليغات و گماشتن مزدوران عرب بر سر مسلمانان به جهت جلوگيرى از انهدام يهود و صرف مبالغ خطير براى تشكيل دولت به نام آنان فعّاليت مىكنند، با اين اوصاف ابداً رشد ندارند. مهاجران يهودى را از نقاط دور دست دنيا بدانجا مىبرند و مهاجران پشيمان مىشوند و قصد مراجعت مىنمايند. از شوروى كه يك ميليون يهودى را بدانجا سوق دادند. پانصد نفر زن يهودى به واسطه نداشتن خوراك و پوشاك دست به خودفروشى زدهاند و هر روز در مقابل سفارت شوروى در اسرائيل صف طويلى از مهاجران براى اخذ ويزا و مراجعت به شوروى تشكيل مىشود.
امّا آنچه ما در اخبار و روايات داريم: قيام و اقدام يهوديان، چون مخالف حق و مخالف عدالت هستند و به علّت آنكه مردمى ستمگر و تجاوزپيشه مىباشند، پا نخواهد گرفت و خيال اسرائيل صغير و سپس اسرائيل كبير را با خود با شمشير امام ما، امام زمان (عج) به گور خواهند برد و اگر نوبت حيات به ما برسد در ركاب آن حضرت؛ وگرنه به طور مسلّم فرزندان ما با آن حضرت پس از سرنگونى اين مردم متجاوز و متعدّى و حرف حق نشنو، به طرف انگلستان سالخورده و پير دِيْر استعمار و شيطنت حركت مىكنند و مالتوس گرايان متجاوز به حقّ و حقوق اوّليه بشريّت را به خاك هلاكت در مىافكنند و عالم را به نور عدالت، سخاوت، كرامت، تجرّد، نور، سرور، حُبور، فراخى، گشايش، معرفت و توحيد مبدّل مىسازند.
اينكه مىبينيد: اينك مالتوسگرايان داخلى و خارجى، همه و همه دست به هم داده و در تبليغ انهدام بشريّت و نطفه انسانيّت و وجود آدميّت سعيى بليغ دارند و بر زبانشان جز شعارهاى تكرارى مسخرهآميز و سخرهانگيز چيزى نمىباشد، اين مقدّمه ظهور همان نور وجود و طلوع حقيقت ولايت مىباشد كه «يملأ الأرض قسطاً و عدلًا بعد ما ملئت ظلماً و جوراً.»
دين مقدّس اسلام نه تنها دين توحيد است، بلكه جميع آيات و روايات، سنن و فلسفه اسلام را بر بنياد اخذ از ذات پروردگار گذارده است و از عالم محض بالا كه نقطه نور و تجرّد و احاطه و بساطت مىباشد، جميع امور و افعال و وقايع و حوادث عالم ملك و ملكوت اسفل را مُستند مىداند. بنابراين هر فعلى و هر كار و حادثه تكوينى از خداوند است و بس. اوست كه افاضه مىفرمايد و سپس بر عوالم كثرات، مخروطى شكل پخش مىگردد. بنابراين هر ذرّهاى كه موجود شود يا معدوم گردد، مستقيماً مربوط و منوط به اراده اوست: «و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [اينكه] آن را مىداند و هيچ دانهاى در تاريكىهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست، مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.»[٢]