ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - عدالت در حكومت واحد جهانى
حال ممكن است اين پرسش در نظر آيد كه چگونه ممكن است عدالت همچون انرژى و حرارت كه اتاقى را فرا مىگيرد، در سطح جهان جاى گيرد و زور و ستم از صفحه گيتى رخت بربندد؟ اگر مردمان عصر تكامل همچون مردمان عصر ما باشند! آيا ممكن است عدالت بر همه جا حاكم شود و زور و تزوير زورگويان، ديگران را به زنجير نكشد؟!
در پاسخ بايد گفت: تا وقتى كه جامعه بشريّت به فطرت سالم و اوّلى خود بازنگشته و عقل و انديشه او به تكامل نرسيده باشد، ممكن نيست انسانها به يكديگر ظلم نكنند و عدالت را در سراسر جهان، جايگزين زور و ستم نمايند!
به اين جهت، حضرت بقيّة الله الاعظم (عج) براى استقرار بخشيدن حكوت عدلِ جهانى يك تحوّل اساسى در وجود همه انسانها به وجود مىآورند كه با ايجاد آن، جامعه بشريّت به تكامل راه يافته و با تمامى وجود از زور و زورگويى متنفّر شده و به سوى عدل و عدالت روى مىآورد.
اين تحوّل اساسى در صورتى تحقّق مىپذيرد كه در ساختمان وجود انسانها تكامل ايجاد شود تا آنها بر اثر پديدار شدن تكامل و به راه افتادن انديشهها و ديگر قدرتهاى روحى و عقلى، نفس امّاره آنها دگرگون شده و با رها شدن از هواى نفس و خواستههاى نفسانى، بر تكامل خود بيفزايند.
عدالت در حكومت واحد جهانى
همان گونه كه گفتيم حكومت عدل الهى حضرت مهدى (ع) جهانى است و بر سراسر گيتى حكومت مىكند؛ به گونهاى كه در هيچ نقطه زمين حتّى در ميان بيابانها و كوهستانها هيچ قدرتى غير از قدرت حاكمه آن حضرت، حكومت نمىكند و تمامى جهان در دولت شريفه آن بزرگوار سرشار از عدالت و برخوردار از دانش و بينش است.
در زيارت آن حضرت در سرداب مقدّس چنين مىخوانيم:
«... و تمام مملكتها را به وسيله او يكى كنى؛ نزديك و دور آن را، با عزّت و زيردست و ذليل آن را، شرق و غرب آن را، دشت و كوه آن را، چراگاهها و بيابانهاى آن را، شمال و جنوب آن را، خشكى و درياى آن را، زمينهاى درشت و برآمده آن را و راههاى سخت و دشوار آن را. همه را پر از عدل و داد مىگرداند؛ همان طور كه پر از ظلم و جور و ستم شده باشد.»[١]
بنابراين آن حضرت تمامى حكومتها را به يك حكومت عادلانه تبديل مىنمايند و همه دولتهاى جهان را، چه برخوردار از قدرت باشند يا نباشند، در شرق باشند يا در غرب و داراى هر