ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - سه- حقوق فردى و اجتماعى زنان
و مالكيت محروم بودند و مانند كالايى خريد و فروش مىشدند.[١] قرآن كريم براى نخستين بار، حق مالكيت و ارث زنان را به رسميت شناخت و آنها را چون مردان از حقوق اجتماعى بهرهمند ساخت.
خداوند در قرآن كريم درباره حق مالكيت زنان مىفرمايد:
«براى مردان از آنچه [به اختيار] كسب كردهاند، بهرهاى است و براى زنان [نيز] از آنچه [به اختيار] كسب كردهاند، بهرهاى است.»[٢]
درباره حقّ ارث زنان نيز در اين كتاب مقدّس چنين آمده است:
«براى مردان از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان] بر جاى گذاشتهاند، سهمى است و براى زنان [نيز] از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [آنان] بر جاى گذاشتهاند، سهمى [خواهد بود]. خواه آن [مال] كم باشد يا زياد. نصيب هر كس مفروض شده است.»[٣]
با آمدن اسلام، زنان از بسيارى حقوق ديگر كه در دوران جاهلى از آنها محروم بودند، بهرهمند شدند و مردان موظف شدند حقوق آنها را پاس دارند. پيامبر گرامى اسلام در اين زمينه مىفرمايد:
«اى مردم! شما بر زنان خود حقى داريد آنها هم بر شما حقّى دارند .... درباره آنها به نيكى سفارش كنيد؛ زيرا آنها ياور شما هستند ... از آنچه خود مىخوريد، به آنها بدهيد و از آنچه خود مىپوشيد، بر آنها بپوشانيد.»[٤]
در پايان بررسى وضعيت زنان در دوران جاهليّت اولى، يادآورى چند نكته ضرورى است:
١. دليل اصلى گسترش فساد و تباهى و رشد ناهنجارىهاى اخلاقى و اجتماعى در اين دوران، اين بود كه مردم از رهبر و پيشوايى الهى كه در پرتو هدايتش، راه را از چاه، معروف را از منكر و راه مستقيم را از كژراههها باز شناسند، بىبهره بودند. طبيعى است در چنين شرايطى، زمام امور جامعه به دست پيشوايان گمراهى و اعوان و انصار شيطان مىافتد و آنها جامعه را تا نهايت سقوط و تباهى به پيش مىبرند.
٢. شرايط ياد شده به دوران جاهليّت اولى اختصاص ندارد و در هر جامعهاى كه رهبر و پيشوايى الهى وجود نداشته باشد، رشد و گسترش فساد و تباهى و گمراهى گريزناپذير خواهد بود. امروزه اين شرايط به روشنى در جوامع غربى ديده مىشود و همه مظاهر جاهليّت اولى در اين جوامع به اصطلاح مدرن خودنمايى مىكند. اين همان پديدهاى است كه از آن به «جاهليّت مدرن» تعبير مىشود.
اگر ديروز در جاهليّت اولى، فرزند دختر نشانه نگونبختى به شمار مىآمد و تنها جنس مذكر داراى ارزش و جايگاه اجتماعى بود، امروز در جاهليّت مدرن نيز ويژگىهاى طبيعى جنس مؤنث و دو نقش اصلى زنان؛ يعنى مادرى و همسرى به عنوان نقشهاى كليشهاى و عامل فرودستى آنان شناخته شده است. زنان تنها زمانى در جامعه به رسميّت شناخته مىشوند كه از نقشهاى سنتى خود دست بشويند، همه ويژگىهاى جنس مذكر را دارا شوند و مانند مردان به صحنههاى مختلف كار، اشتغال و فعّاليت اجتماعى وارد شوند.
اگر ديروز زن تنها كالاى جنسى و وسيله كامروايى بيشتر مردان تلقّى مىشد، امروز نيز زن تنها «كالا» ى جنسى و موضوع سودآورترين تجارت جهانى (تجارت سكس)؛ [٥] «مشترى» توليدات رنگارنگ صنايع بهداشتى، آرايشى و پوشاك و ... جهان سرمايهدارى و «ابزارى» براى عرضه و فروش هرچه بيشتر كالاهاى توليدى شركتهاى بزرگ از مسواك و خمير دندان و شامپو گرفته تا تلويزيون و ماشين لباسشويى و خودرو، شناخته مىشود.[٦]
اگر در جاهليّت پيش از اسلام زنان با خودآرايى و عرضه زينت و زيور خود در مجامع عمومى به خودنمايى مىپرداختند، در جاهليّت عصر جديد نيز زنان، بازيگران مسابقهاى پايانناپذير براى عرضههرچه زيباتر، جذّابتر و تحريككنندهتر خود در كوچه و خيابان و رسانههاى تصويرى هستند، تا آنجا كه امروز، زنان، سالانه ميلياردها دلار براى زيباتر نماياندن خود هزينه مىكنند.[٧]
اگر اعراب جاهلى با خشونت تمام با دختران و زنان برخورد و آنها را زنده به گور مىكردند، بشر متمدّن عصر جديد نيز خشونت نسبت به زنان را به اوج خود رسانده است. براى نمونه، در ايالات متّحده امريكا، در هر ٨ ثانيه، با يك زن بدرفتارى مىشود و هر ١٠ ثانيه به يك زن تجاوز مىشود. در مجموع ٥١ درصد زنان بزرگسال، قربانى خشونت و تجاوز مىشوند.[٨]
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: محمّد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٧٦، ح ٢، ص ٣٧٧، ح ٣ و ج ٢، ص ٢١، ح ٩؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، كتاب الغيبة، ص ١٣٠، ح ٦؛ شيخ صدوق، كمال الدّين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٤٠٩، ح ٩؛ محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٨، ص ٣٦٨، ج ٣٢، صص ٣٢١ و ٣٣١، ج ٥١، ص ١٦٠ و ج ٦٨، ص ٣٣٩؛ سليمان بن ابراهيم قندوزى، ينابيع المودّة، ج ٣، ص ٣٧٢. براى مطالعه بيشتر در زمينه جايگاه اين روايت در متون روايى شيعه و اهل سنّت، ر. ك: مهدى فقيه ايمانى، شناخت امام يا راه رهايى از مرگ جاهلى؛ علىاكبر مهدىپور، او خواهد آمد، صص ٩٣- ١١٥.
[٢]. ر. ك: علىاكبر دهخدا، لغتنامه، ج ٥، ص ٧٤٦٠، ماده «جاهليّت».
[٣]. ر. ك: ابن منظور، لسان العرب، ج، ص.
[٤]. فخرالدين الطريحى، مجمع البحرين، ج ٥، ص ٣٦٤؛ همچنين ر. ك: سيد علىاكبر قرشى، قاموس قرآن، ج ٢، ص ٨٣.
[٥]. لغتنامه دهخدا، ج ٥، ص ٧٤٦١.
[٦]. ر. ك: سوره آل عمران (٣)، آيه ١٥٤؛ سوره مائده (٥)، آيه ٥٠؛ سوره احزاب (٣٣)، آيه ٣٣؛ سوره فتح (٤٨)، آيه ٢٦.
[٧]. الكافى، ج ١، ص ٣٧٧، ح ٣.
[٨]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٠٣.
[٩]. گفتنى است در تفسير الميزان، دو احتمال براى اين كلام خداى متعال كه مىفرمايد: «و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد.» ذكر شده است. نخست اينكه مراد از آتش، آتش آخرت باشد. در اين صورت، «بر كنار پرتگاه آتش بودن» به معناى به سر بردن در حالت كفر است كه ثمره آن، جز در افتادن در آتش دوزخ نخواهد بود. دوم اينكه مراد از آتش، جنگها و درگيرىهايى باشد كه در آن دوران بين اعراب رواج داشت. در اين فرض، جمله ياد شده به معناى رفتن به سوى فنا و نيستى به دليل جنگ و جدالهاى هميشگى خواهد بود. (ر. ك: سيد محمّدحسين طباطبايى، تفسير الميزان، ترجمه: عبدالكريم نيرى بروجردى، ج ٣، ص ٥٠٦).
[١٠]. همان.
[١١]. نهجالبلاغه، ترجمه: محمّدمهدى فولادوند، خطبه ٨٨، ص ١٠٢.
[١٢]. همان، خطبه ٢٦، ص ٤٧.
[١٣]. سيّد جعفر شهيدى، زندگانى فاطمه زهرا (س)، ص ١٣٠.
[١٤]. سوره نحل (١٦)، آيات ٥٨ و ٥٩.
[١٥]. ر. ك: سوره زخرف (٤٣)، آيه ١٧؛ سوره اسراء (١٧)، آيه ٣١؛ سوره تكوير (٨١)، آيه ٨.
[١٦]. سوره نحل (١٦)، آيات ٥٨ و ٥٩.
براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: فروغ ابديت، ج ١، صص ٤٨- ٥١.
[١٧]. سوره ممتحنه (٦٠)، آيه ١٢.
[١٨]. ر. ك: تفسير الميزان، ترجمه: محمّدباقر موسوى همدانى، ج ١٩، ص صص ٤٩٣- ٤٩١، ٤٩٩ و ٥٠٠؛ فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ٥، صص ٢٧٥ و ٢٧٦.
[١٩]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٣٣.
[٢٠]. ر. ك: فروغ ابديت، ج ١، ص ٥٠.
[٢١]. سوره نساء، آيه ٣٢.
[٢٢]. همان، آيه ٧.
[٢٣]. تحف العقول، صص ٣٣ و ٣٤.