ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - چشم در راه
چشم در راه
انتظار؛ زير بناىِ ظهور
ابوالقاسم حسينجانى
نظريهى انتظار، نظريهيى جهانىست.
نمىشود جهانى/ انسانى نينديشيد، و يك مُنتظر اثرگذار و فعّال بود.
انتظارِ ايستا و انفعالى، ضدِّ انتظار است.
انتظارِ فعّال و فُرصتآفرين، زير ساخت و زير بناىِ ريشهدارِ روزگارِ ظهور است.
اگر كه «انتظار» نباشد، محال است كه «ظهور» اتفّاق بيفتد!
«انتظار» همان زمينه سازىِ «ظهور» است؛
«انتظار»، همان انگيزه و انگيزشى است كه اگر نباشد، هيچ اشتياقِ نياز خواهانهيى- هم- براى بروز و دريافتِ «ظهور» نمىتواند به ظهور برسد!،
«انتظار»، همان «جهانگرايى» است؛
«انتظار»، همان «زمانشناسى» است؛
«انتظار»، همان «مديريتِ زمان» است؛
«انتظار»، همان «زيربناىِ ظهور» است!
\*\*\*
مُنتظر ماندن، به معناىِ معطّل شدن نيست.
مُنتظر ماندن، و در عين حال، كارى كردن و مانعى را از سرِ راه برداشتن- همان «انتظار پويا» يىست، كه همه مُنتظرانِ مثبت و راستين، مىبايد دارا شوند و، به آن وضعيّت برسند:
انتظار، دسته و پنجه نرم كردن با نوميدى و دلسردى است.
انتظار، نهراسيدن و درجا نزدن، در رويارويى با پاسخهاىِ منفىست.
انتظار، تاب آوردن در برابرِ فشارها و تنگناهاست.
انتظار، قانع نشدن به آسايش خاطرهايىست كه- گاهى- به دست مىآيد.
\*\*\*
انتظار، توليدِ پُرسشهاى خوب، به منظور دستيابى به پاسخهاىِ خوبِ انسانى/ الاهىست.
تا ما به پُرسشهاى خوب و مورد نياز نرسيم،
هرگز نخواهيم توانست به پاسخها و راهحلهاى خوب و جهانى، دسترسى پيدا كرد.
«انتظار»، يك سازماندهىِ جهانى، براى وارد شدن و قدم برداشتن در جادّهى جهانى «ظهور موعود» است.
تا كه «مسأله» ى ما، هنوز بزرگ و جهانى نشده باشد-
به راه حلِّ بزرگ و جهانى، هم، نمىتوانيم دست يافت ...
فُرصتهاى رشد را، فهم كردن؛ به بازنگرى و بازتعريف و بازنگارىِ مفاهيم و الفباىِ انتظار، بازپرداختن؛ و در جادّهى پُرپيچ و تابِ ظهور، قدمى اگر چه كوچك- امّا، قائمانه!- برداشتن؛ اين، آن انتظار پويا و سازندهيى است-
كه منتظرانِ ما، موظّفاند در راهِ تحققِّ آن، كارى بكنند! ....