انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٨٣ - دوران كودكى
دست داده بودند چنان بودند كه شاگردان مكتب هنگام ظهر ناهارشان را روى هم مىريختند و يكجا باهم مىخوردند، ليكن ايشان هميشه جداگانه غذا مىخورد و هرچه اصرار مىكردند كه ايشان هم با آنها باشند، نمىپذيرفتند و مىگفتند: شايد پدرهاى آنان راضى نباشند، روزى بچهها نان و غذاى وى را برداشتند كه ايشان از اين طريق مجبور شود با آنها غذا بخورد ولى باز هم ايشان با آنها غذا نخورند[١]».
به نظر مىرسد كه عمل ايشان در دوران كودكى نشان از كمال و ترقى انسانى و رعايت تقوا، حلال و حرام و پرهيز از لقمههاى شبههناك و همچنين مراعات حقوق ديگران مىباشد، از دوران كودكى معظم له، در جاى ديگر از يكى از دوستان ايشان چنين نقل شده است:
«در سنين كودكى باهم به مكتب مىرفتيم، من براى كوتاه شدن راه از ميان كشتزارها مىگذشتم، و هرچه به ايشان اصرار مىكردم كه شما هم به دنبال من بياييد او نمىپذيرفت و مىگفت: شايد صاحبان آنها راضى نباشند ما از مزرعه آنها عبور كنيم، من مىگفتم: اولا ما وزنى
[١]- على كريمى جهرمى، پيشين، ص ١٧.