انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٦٤ - ولايت فقيه و اختيارات
مىفرمايند، اگر چه فقيه خود ولايت دارد ولى مىتواند، اذن ولايت را تحت شرايطى به ديگران واگذار كند، اين شرايط سبب مىشود كه حكومت به دست عدول مؤمنين باشند نه افراد ظالم، آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه درباره حدود و اختيارات ولايت فقيه براى فقيهان سه منصب را بيان مىكنند: ١- منصب افتاء و بيان احكام شرعيه در مسائل اجتماعى و سياسى مردم كه مربوط به دين و دنياى آنها باشد ٢- منصب قضاوت، رففع خصومت و اجراى حدود ٣- ولايت بر تصرف اموال كودكان، ديوانگان و امور اجتماعى در كنار اينها رهبرى و ولايت بر مردم، حكومت و اقامه عدل در ميان آنها[١]، سپس اين ولايت را به دو وجه تقسيم مىكنند: ١- استقلال ولى، نسبت به تصرف در اموال و امور حكومتى ٢- عدم استقلال ديگر، نسبت به تصرف در اموال و امور حسبيه مگر به اذن ولى علاوه بر صراحت كتب معتبر لغوى در متون اصيل عربى و عرف نيز يكى از معانى ولايت، امارت، حكومت، زعامت و رياست است[٢]. دليل ديگر بر اينكه ولايت، معناى شايع آن ولايت سياسى است، حقيقت شرعيه نبودن واژه فوق مىباشد به خلاف واژه وضوء و غسل كه شارع مقدس آنها را از معانى لغوى خارج كرده و بر اعمال و رفتار
[١]- احمد صابرى همدانى، پيشين، ص ٤١.
[٢]- محمد هادى معرفت، ولايت فقيه، قم، التمهيد، ١٣٧٧، ص ٤٠.