انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٥٥ - ٢) فقه سياسى به معناى خاص
هميارى در جهت سازماندهى، خويش و بسيج حركت، سير به سوى تأمين اهداف و اغراض و كمالات فردى، گروهى و اجتماعى خود و تحقق كمال و سعادت خويش براساس مفاهيم منويات شارع، اتخاذ كرده و اعتقاد يافته و بدانها عمل و اقدام مىكند. با توجه به مطالب بالا «فقه سياسى» به طور كلى عبارت است از علم دين، علم شريعت و علم ملت، اعم از علم خود دين يا علم تطبيق دين، الف) خواه علم كاربرى (و كاربرى علم دين در عين و در عمل و اداره و احرا) ب) خواه علم ابتنا (و ابتناى عين و عمل بر مبانى اصول و احكام دين، شريعت، ملت، وى در كتاب المله تصريح مىكند «ألم الملكية التي تلتئم الملة الفاضلة هى تحت الفلسفة[١]»، حرفه ملكى و مملكت دارى و سياست مدارى كه ملت (مكتب و آئين سياسى) از آن شكل و تركيب يافته است، تحت فلسفه قرار گرفته است، با عنايت به اينكه موضوع فقه سياسى، علم، صناعت فقهوفقه مدنى و سياسى، از ديدگاه فارابى همان ملت و دين يا شريعت به معناى عام و به ويژه خاص است، وى تصريح دارد كه «ملت» عبارت است از آراء و افعالى كه رئيس اول و مؤسس اول، آنها را براى جميع (جمع) ترسيم (و تنظيم، وضع، تشريع و تجويز و ارائه) كرده است، صرف نظر از اينكه مراد از جمع و جميع: ١) جمع آحاد و اشخاص و يا كليه و يكايك افراد منظور است
[١]- ابو نصر فارابى، الملة و نصوص اخرى، پيشين، ص ٤٧.