انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٥٣ - ٢) فقه سياسى به معناى خاص
در عرصههاى علمى سبب شد تا كمكم بسيارى از مباحثى كه در حوزههاى علميه مورد توجه و بحث بود به فراموشى سپرده شود.
ذكر ديدگاه فارابى و خواجه نصير الدين طوسى در اين باره مؤيد اين ادعا است.
حكم ابو نصر فارابى، معتقد است در عصر فقدان رئيس مماثل- امام كه جانشين رئيس اول يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله شده بود. اداره جامعه براساس آموزههاى فقهى خواهد بود. فقيه، دانشمندى است كه مىتواند با استفاده از اصول كلى ارائه شده از جانب پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله و ائمه معصومين عليهم السّلام تكليف انسان مسلمان را در هر عصرى متناسب با شرايط آن عصر تبيين كند[١] به نظر معلم ثانى هرگاه رئيس مماثل [امام معصوم عليه السّلام كه مشابه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله بود] در جامعه حضور نداشته باشد (و اذا مضى آحد من هؤلاء الائمة الأبرار) در اين صورت لازم است كه در همه افعال و اعمالى كه در جوامع و نظامهاى سياسى تحت رياست اوست، از قواعد و احكام گذشته پيروى شود، اما در مورد آنچه نيازمند قانونگذارى جديد است، لازم است با كمك گرفتن از اصول كلى وضع شده توسط رئيس اول و رئيس مماثل به استنباط و استخراج احكام غير مصرّح مبادرت شود و از همين روست كه
[١]- عليرضا صدرا، فلسفه سياسى از ديدگاه فلاسفه اسلامى، فصلنامه علوم سياسى: مؤسسه آموزش عالى باقر العوم عليه السّلام، شماره ١٣، بهار ١٣٨٠، ص ٣٧.