انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٣٤ - ٦ - خواجه نصير الدين طوسى
چند به ظاهر و به طور مستقل سياسى نبوده و بلكه به لحاظ اين كه افراد، خانوادهها و گروها، عناصر و اجزاى اصلى تشكيلدهنده جوامع سياسى بود، و لذا به طور غير مستقيم و در اصل و حقيقت و به اصطلاح منظرا سياسى هستند ولى بخش سوم فقه و علم فقه موضوعا و به طور مستقيم نيز سياسى محسوب مىگردد: خواجه، تطبيق، تطور و تنوع فقه و نظامات فقهى را مهمترين ويژگى علم و صناعت فقه دانسته و مىگويد:
«چون مبدأ اين جنس اعمال [فردى، گروهى و اجتماعى انسان] مجرد طبع نباشد، وضع است به تقلب احوال و تقلب رجال و تطاول روزگار و تفاوت ادوار و تبدّل ملل و دول در بدل افتد»
ازاينرو قوانين عقلى و به اصطلاح اوليه يا اوايل عقول و معارف اولى، اوليه و نخستين كه پايه حكمت است را ثابت ولايتغير و عموم بشرى و جهانى مىداند، لكن قوانين فقهى را در راستاى خاصه تطبيقى آنها، تحت تأثير شرايط، از حالتى به حالت ديگر، از فرد و رهبرىبهرهبرى ديگر، از روزگاربهروزگار ديگر، از دورهاىبه دورهاى ديگر، از ملتى، دينى، آئينى، مذهبى و مكتبى به ملت، دين، آئين، مذهب و مكتبى ديگر و سرانجام از كشورى، جامعهاى، دولتى و نظامى و حكومتى به كشور، جامعه، نظام، دولت و حكومتى ديگر،