انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٤٠ - رابطه دين و سياست
جهاد و دفاع دارد، اگر حدود و مقررات و قوانين اجتماعى و جامع دارد، اين نشان مىدهد كه اسلام يك تشكيلات همه جانبه و يك حكومت است و تنها به مسأله اخلاق و عرفان و وظيفه فرد نسبت به خالق خود يا نسبت به انسانهاى ديگر نپرداخته است، اگر اسلام آمده است تا جلوى همه مكتبهاى باطل را بگيرد و تجاورز و استبداد طاغوتيان را درهم شكند، چنين انگيزهاى بدون حكومت و چنين هدفى بدون سياست هرگز ممكن نيست، ايشان شكل حكومت در عصر غيبت را بر پايه عدم جدايى دين از سياست ترسيم نمودهاند و در اين باره چنين مىفرمايند:
«ما براى حفظ استقلال مملكت شيعه و حمايت از دين همهگونه مصيبت را استقبال مىكنيم و به آنها كه مىگويند روحانيت نبايد در سياست دخالت كند اعلام مىكنم كه دين ما دين اسلام و سياست ما سيات اسلامى است و مسلمان از سياست و نظارت در امور كشور اسلامى نمىتواند بر كنار بماند تا چه رسد به فقها و مجتهدين كه داراى مقاومت زعامت شرعيه و نيابت عامه هستند[١]».
[١]- مركز اسناد انقلاب اسلامى، اسناد انقلاب اسلامى، ج ١، چاپ اول، تهران: انتشارات مركز، ١٤٦٩، ص ١٣٧.