رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٢٩ - معرفت اجمالى و طرح كلى سلوك إلى الله
از طرف ديگر از آيات كريمه قرآنيّه معلوم مىشود كه مراد از وجه الله تعالى كه زوال پذير نيست همانا اسماء الهيّه است.
و بيان آن اينست كه در آيه ديگرى همين وجه الله را كه فنا و زوال در او راه ندارد تفسير به اسماء خود نموده و صفت عزّت و جلالت را بر آن مترتّب ساخته است:
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ- وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ.[١] به اتّفاق جميع مفسّرين كلمه «ذو» صفت براى «وجه» مىباشد يعنى «وجه» پروردگار تو كه آن وجه ذو الجلال و الاكرام است باقى است. و چون مىدانيم كه وجه هر شىء عبارتست از آن چيزى كه مواجهه بدان حاصل مىشود، بنابراين وجه هر چيز مظهر آن چيز است، و مظاهر، همان اسماء خدا هستند كه مواجهه خدا با تمام مخلوقات به وسيله آنها انجام مىگيرد، و نتيجه آن اين مىشود كه تمام موجودات فنا و زوال پذيرند مگر اسماء جلاليّه و جماليّه، و بالنتيجه معلوم مىشود كه سالكان إلى الله كه به فيض سعادت بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ رسيدهاند عبارتند از اسماء جلاليّه و جماليّه حضرت پروردگار جلّ و عزّ.
از همين گفتار به خوبى معلوم مىشود كه مراد
[١] - آيه ٢٦ و ٢٧، از سوره ٥٥: الرحمن:[ هر كس بر روى آن( زمين) است فنا پذيرد و باقى مىماند وجه پروردگارت، كه آن وجه داراى صفت جلال و جمال است].