رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٠٤ - اول ترك عادات و رسوم و تعارفات
برابر اجتماع ارادهاى از خود نداشته تبع محض مىباشند. در مقابل اين دسته سلسلهاى از مردم هستند كه از جماعت كنار مىروند و هرگونه عادت و ادب اجتماعى را ترك كرده خويشتن را عارى از مزاياى اجتماع نمودهاند، با مردم مراوده و معاشرت ندارند و در كنج خلوت آرميدهاند به طورى كه انگشتنماى مردم شده و به عنوان گوشه نشينى اشتهار يافتهاند.
سالك براى آنكه بتواند به مقصد نائل گردد بايد مشى معتدلى بين رويّه اين دو گروه اختيار نمايد و از افراط و تفريط بپرهيزد و در صراط مستقيم حركت كند. و اين معنى حاصل نمىشود مگر آنكه معاشرت و مراوده را با مردم تا آن مقدار كه ضرورى اجتماعى است رعايت كند. بلى اگر بين سالك و غير سالك در اثر اختلاف كمّيّت يا كيفيّت معاشرت، امتيازى قهرى حاصل شود زيان آور نخواهد بود. و البتّه اين امتياز حاصل نخواهد شد چه در عين آنكه معاشرت تا اندازهاى لازم و ضرورى است نبايد سالك به هيچ وجه من الوجوه خود را تابع خصوصيّات اخلاقى و اطوارى مردم قرار دهد. وَ لا يَخافُونَ [فِى اللَهِ] لَوْمَةَ لائِمٍ[١] حاكى از استقامت آنها در اين رويّه مستقيمه و تصلّب آنها در مرام و روش خود است. به طور كلّى مىتوان گفت كه سالك بايد در هر امرى از امور اجتماعى نفع و ضرر آن را سنجيده و بىجهت خود را تابع
[١] - آيه ٥٤، از سوره ٥: مائده:[ و( در راه خدا) از سرزنش هيچ سرزنش كنندهاى ترس ندارند].