رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٥ - معرفت اجمالى و طرح كلى سلوك إلى الله
اكمل است (لانّ السّالك يصبح و لا يرى قادرا و لا عالما و لا حيّا سوى الله تعالى[١]). و اين شهود غالبا در حال تلاوت قرآن پيدا مىشود. چه بسا خواننده قرآن درمىيابد كه خواننده او نبوده كسى ديگر بوده است، و گاه مىشود كه ادراك مىكند كه مستمع نيز كسى ديگر بوده كه استماع مىكند.
بايد دانست كه تلاوت قرآن را در حصول اين امر تأثير فراوانى است، و سزاوار است كه سالك در حين اشتغال به نماز شب سور عزائم را تلاوت كند چه از حال قيام ناگهان براى خدا به سجده افتادن خالى از لطف نيست، و به تجربه ثابت شده است كه قرائت سوره مباركه «ص» در نماز وتيره شب جمعه بسيار مؤثّر است و خصوصيّت اين سوره از روايتى كه در ثواب آن وارد شده است معلوم مىگردد.
چون سالك به توفيق الهى اين مراحل را طىّ نمود و به اين مشاهدات كامياب گرديد جذبات الهيّه او را احاطه نموده هر آن او را به فناء حقيقى نزديك مىسازد تا بالأخره جذبه او را احاطه كرده متوجّه جمال و كمال على الاطلاق گشته هستى خود و غير خود را آتش زده در برابر طلعت نازنين يار چيزى نخواهد ديد،
كانَ اللّهُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَىْءٌ
[٢].
[١] -[ زيرا سالك صبح مىكند و جز خداى متعال قادر و عالم و زندهاى نمىبيند].
[٢] -[ خدا بود و چيزى با او نبود].