رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١١٠ - پنجم ثبات و دوام
صورت خارجيّه چون مقدّر و محدود است و مبتلى به عوارض مادّيّه از كون و فساد است دستخوش فنا و زوال و نفاد است: ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ[١] ليكن آن حقائق عاليه مجرّده كه حكم خزائن را دارند و وجهه آنان وجهه تجرّد و ملكوتى است جز ثبات و دوام و كلّيّت چيزى بر آنها مترتّب نمىگردد: وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ.[٢] و اشاره به همين معنى و حقيقت است
حديث متّفق عليه بين الفريقين:
نحن معاشر الأنبياء امرنا ان نكلّم النّاس على قدر عقولهم.
[٣] و اين حديث راجع به جهت بيان كيفيّات حقائق است نه كمّيّات آنها، و دلالت دارد بر آنكه ما گروه پيامبران الهى پيوسته حقائق عاليه را تنزّل داده موافق با فهم و ادراك شنونده بيان مىنمائيم. و اين به جهت آنست كه عقول بشرى در دنيا به علّت توجّه و التفات به زينتهاى دنيا و زخارف آن و آرزوهاى پوچ و طولانى تيره و كدر شده است و نمىتواند آن حقائق را به همان درجه از صفا و واقعيّتى كه دارد ادراك كند، لذا انبياء عظام مانند كسى كه بخواهد حقيقتى را براى كودكان سادهلوح بيان كند مجبورند آن حقيقت را تنزّل داده و از آن، تعابيرى كه موافق ادراك محسوسات آن كودكان است بنمايند. پيغمبران عظام به وسيله مقام شرع و شريعت كه پاسدار آن هستند چه بسا از آن
[١] -[ آنچه در نزد شماست پايان مىپذيرد، و آنچه نزد خداست باقى است].
[٢] -[ آنچه در نزد شماست پايان مىپذيرد، و آنچه نزد خداست باقى است].
[٣] -[ ما گروه انبياء مأموريم با مردم به اندازه خردهاشان سخن گوئيم].