رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٤١ - بيست و سوم و بيست و چهارم و بيست و پنجم نفى خواطر و ذكر و فكر
دائما او را مشغول به خود مىكنند. سالك بايد در اين مقام مانند جبال رواسى، ثابت بايستد و هر خاطرى كه پيدا شود و زحمت دهد او را با شمشير ذكر هلاك كند. و مراد از ذكر در اينجا همان اسماء الهيّه است كه بايد سالك در وقت خطور خاطره به يكى از آن اسماء توجّه كند و توجّه خود را بر آن مستدام بدارد و پيوسته با چشم و دل به سوى آن نگران باشد تا آن خاطر از خانه دل بيرون رود.
و اين طريق بسيار صحيح است كه بايد فقط با ذكر كه همان توجّه و ياد يكى از اسماء خداست خاطر را دور كرد. قال الله تعالى:
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ.[١] ليكن در رساله منتسب به مرحوم بحر العلوم اين طريق را اجازه نمىدهد و در آنجا اصرار شديدى دارد بر آنكه نفى خواطر را بايد بدون ذكر نموده و سپس وارد در مرحله ذكر شد چون نفى خواطر با شمشير ذكر بسيار خطرناك است. و ما اجمال آنچه را كه در آنجا آورده است در اينجا ذكر مىكنيم و بعدا به ردّ آن خواهيم پرداخت. در آنجا چنين گويد:
«بسيارى از متشيّخين طىّ مرحله نفى خاطر را به ذكر
[١] - آيه ٢٠١، از سوره ٧: اعراف:[ كسانى كه تقوا دارند وقتى كه انديشهاى از سوى شيطان آنان را وسوسه كند، زود يادآور شوند و در اين صورت ايشان از بينايان خواهند بود].