رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٣٤ - بيست و يكم شيخ و استاد
باطنى امام است با سالك نه فقط همراهى و مصاحبت در مقام ظاهر، چون واقعيّت و حقيقت امام همان مقام نورانيّت اوست كه سلطه بر جهان و جهانيان دارد و امّا بدن عنصرى او گرچه آن نيز از ساير بدنها امتياز دارد لكن آن منشأ اثر و متصرّف در امور كائنات نيست.
و براى توضيح اين نكته متذكّر مىگردد كه: آنچه در عالم خلقت تحقّق مىيابد منشأ آن، صفات و اسماء الهيّه است، و حقيقت امام همان اسماء و صفات خداست. و بنا بر اين اصل فرمودهاند كه: چرخ عالم هستى و افلاك و همه كائنات به دست ما حركت مىكند و آنچه واقع مىشود به اذن ما واقع مىشود:
بنا عرف الله
، بنا عبد الله
.[١] بنا بر اين سالك در حال سير، در مراتب نورانيّت امام ٧ سلوك مىنمايد و به هر درجهاى كه صعود كند و در هر مرتبهاى كه باشد امام ٧ آن مرتبه را حائز بوده و با سالك در آن درجه و مرتبه معيّت دارد.
و همچنين بعد از وصول نيز مرافقت امام لازم است چون آداب كشور لاهوت را نيز او بايد به سالك بياموزد، بنابراين مرافقت امام در هر حال از شرائط مهمّه بلكه از اهمّ شرائط سلوك است. در اينجا نكاتى است بس دقيق كه در بيان نيايد و فقط بايد خود سالك به وسيله ذوق آن حقايق را دريابد.
[١] -[ خداوند به وسيله ما شناخته شد، و به وسيله ما پرستش شد].