ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - بندرريگي، ابراهيم - الصفحة ٤٦٩ - مجازات قاتل امام حسين
رحم نكرديد، ما را كشتيد، محروم كرديد، حق ما را پايمال نموده و بدون در نظر گرفتن ما هر كارى خواستيد انجام داديد. خدا رحم نكند به كسى كه به شما رحم كند! مجازات كار خود را بچشيد كه خدا به بندگان خود هيچ ظلمى نمىكند.
٧- ... يعقوب بن سليمان مىگويد: شبى با عدهاى نشسته و در باره شهادت امام حسين ٧ صحبت مىكرديم. يكى از اهل مجلس گفت: همه كسانى كه در قتل امام حسين ٧ شركت كردند، دچار بلاى جانى يا مالى شده يا خانوادهاش گرفتار بلايى شده است. پيرمردى كه در آنجا حضور داشت، گفت: من نيز در قتل او شركت داشتهام، ولى تاكنون هيچ حادثه ناگوارى نديدهام. اهل مجلس سخت بر او خشم گرفتند. ناگهان چراغ نفتى[١] خراب شد. برخاست كه درستش كند، انگشتانش آتش گرفت. انگشتانش را فوت كرد، ريشش هم آتش گرفت. بيرون رفت كه آتش را با آب خاموش كند. خود را در رودخانه انداخت ولى باز هم آتش بالاى سرش مىچرخيد و همين كه سرش را از آب بيرون مىآورد، با آتش مىسوخت و باين ترتيب مرد. خدا لعنتش كند.
٨- ... «قاسم بن اصبغ بن نباته» مىگويد: شخص زيبا و بسيار سفيدى از قبيله «بنى دارم» كه شاهد قتل امام حسين ٧ بود، را ديدم كه سياهرو شده بود. به او گفتم بخاطر تغيير رنگ صورتت بزحمت تو را شناختم. گفت: مرد سفيدرويى از ياران حسين را كه بر پيشانيش اثر سجده بود، كشته و سر او را بهمراه بردم.
«قاسم بن اصبغ بن نباته» مىگويد: (در روزى كه او را كشته بود) او را خوشحال و سوار بر اسب ديدم كه سر او را به سينه اسب آويزان كرده بود. و اين سر مرتب به دستان اسب مىخورد. به پدرم گفتم: كاش كمى آن سر را بالا مىبرد. ببين دستان اسب با آن سر چه مىكند. پدرم گفت: فرزندم! بلايى كه بر سر او آوردهاند، دردناكتر از اين بوده است.
همان شخص خودش به من گفت: از وقتى كه او را كشتهام، هر شب در خواب به سراغم مىآيد، شانهام را گرفته و مىگويد: راه بيفت؛ مرا به جهنم برده و در آن مىاندازد تا صبح شود.
يكى از همسران او كه صدايش را هنگام خواب شنيده بود، مىگويد: شب تا صبح از فرياد او خوابمان نمىبرد.
[١] روغنى بنام نفت كه در آن زمان وجود داشته است.