توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢١٣ - اشكال ديگر
اگر گويند كه: چون گفتى كه عصمت به جبر منافات با استحقاق دارد، ممكن بود كه بدون عصمت مردم را تكليف نمايد و به هر حال ايشان را به بهشت برد و هر كه خواهد كه نعيم اخروى با استحقاق بيابد، اطاعت كند و هر كه نخواهد و به نعيم بىسعى راضى باشد بدون عمل ثواب بيابد.
جواب گوئيم كه: اگر اين راه بر مردم گشوده شود كه با وجود گناه ثواب يابند و بيم عقاب نداشته باشند هر آينه در ارتكاب فواحش و معاصى اكثر خلق چندان مبالغه نمايند كه فساد در زمين پيدا شود و يك ديگر را بكشند و ظلم و بيداد كنند و حكمت عدل حق تعالى باطل گردد و تدبير به تعطيل مبدّل شود و فساد اين امر در غايت ظهور است.
[اشكال ديگر]
و گاهى اين ملاحده معطّله[١] در ابطال تدبير و انكار خالق خبير چنگ مىزنند به آفتها كه در ميان خلق به هم مىرسد و نيكوكار و بد كار را فرو مىگيرد و بد كار نجات مىيابد.
مىگويند در تدبير حكيم روا باشد كه نيك و بد در اينها مساوى
[١] معطله عرب عبارت بودهاند از: الف، منكران صانع و بعث و قيامت كه در اصطلاح قرآن، دهريان و طبيعتگرايان خوانده شدهاند. رجوع كنيد به الجاثية، ٢٤، و الاعراف ١٨٥.
ب: گروهى كه خدا را قبول داشتهاند ولى بعث و نشور را انكار مىكردند.
ج: گروه سوم بت پرست بوده و انبيا و رسولان را قبول نداشتهاند.
نك: ملل و نحل، ج ٢، ص ٢٥٣، چاپ قاهره.