توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٧٩ - ساختمان دل
نفوذ غذا است كه آن را مرى مىگويند و متصل است به معده و غذا را به معده مىرساند.
و بر حلقوم سرپوشى قرار داده كه در هنگام خوردن غذا مانع شود او را از آن كه به شش برسد و آدمى را هلاك كند؟
كى شش را بادزن دل قرار داده كه پيوسته در حركت است و آن را سستى به هم نمىرسد و باز نمىايستد براى آن كه حرارت در دل جمع نشود كه آدمى را تلف كند؟
كى براى منافذ بول و غايط مانند بندهائى كه در ميان كيسهها مىباشد قرار داد، كه هر وقت كه خواهند بر هم آورند و هر وقت كه بخواهند بگشايند كه هر دو فضله دفع شوند؟ و اگر چنين نبود، هميشه اين دو فضله جارى و متقاطر مىبودند و عيش آدمى فاسد مىشد، آدمى چه قدر از اين نعمتها را وصف تواند كرد. بلكه آنچه احصاء نمىكنيم زياده است از آن كه كرديم و آنچه مردم نمىدانند بيشتر است از آن كه مىدانند.
كى معده را عضوى عصبى در نهايت صلابت گردانيده از براى آن كه طعامهاى غليظ را هضم تواند كرد؟
و كى جگر را نرم و نازك گردانيده براى آن كه قبول نمايد خالص غذاى لطيف را تا آن كه در آنجا هضم ديگر يابد لطيفتر از هضم معده مگر خداوند قادر؟
آيا گمان مىبرى كه بىمدبّرى و مقدّر حكيم عليم چنين امور كه