توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٦١ - برنيامدن ريش و راز آن
[برنيامدن ريش و راز آن]
و اگر ريش به روى او نمىروئيد، هميشه بر هيئت كودكان و زنان مىماند و او را جلالتى و وقارى كه مردان را مىباشد به هم نمىرسيد.
مفضّل گفت: اى مولاى من! ديدهام بعضى از مردان را كه بر آن حالت مىمانند و ريش بر نمىآورند تا پير مىشوند، چه حكمت است در اين؟
حضرت فرمود كه: اين به واسطه آنچه است كه دستهاى ايشان پيش فرستاده و خدا ظلمكننده نيست بندگان خود را.[١] مترجم گويد: كه «شايد» مراد آن باشد كه كردههاى پدران ايشان سبب آن مىشود كه در اولاد ايشان اين آثار ظاهر گردد، براى عبرت مردم. و حق تعالى اولاد را عوضى كرامت فرمايد با آن كه بر خداوند بعد از نعمت ايجاد، حسن صورت لازم نيست و از عدم آن جورى لازم نمىآيد.
و محتمل است كه مراد آن باشد كه چون حق تعالى به علم كامل خود مىدانست كه از ايشان احوال قبيحه صادر خواهد شد، ايشان را بر اين حالت خلق كرد.
[١] سوره انفال، آيه ٥١.
و در جزء خبرى است مرورى از حضرت صادق- عليه السلام- كه شخصى از قوم عاد تكذيب حضرت يعقوب پيغمبر كرد، آن حضرت بر او نفرين كرد كه ريش او ريخته شود. پس به دعاى آن پيغمبر ريش آن مرد عادى بر سينهاش ريخته و امرد شد.