توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٥٠ - ابن تمره و حيلهاش در كشتن مار
و بعضى از نادانان گمان كردهاند كه خفاش را غذائى نيست و غذاى آن نسيم است! و اين گمان از دو وجه باطل است:
اول: آن كه از آن بول و فضله جدا مىشود، و از نسيم چگونه بول و سرگين متولد مىشود؟
دوم: آن كه خدا براى آن دندان آفريده، اگر غذائى كه محتاج به خائيدن باشد نداشت آفريدن دندان براى آن بىفايده بود و هيچ جزوى از اجزاى خلق بىفايده نيست.
[منافع خفّاش]
و اما مصالح وجود خفّاش، پس معروف است حتى آن كه فضلهاش را در بعضى از اعمال و ادويه داخل مىكنند و از اعظم مصالح وجود آن خلقت عجيب وى است كه دلالت مىكند بر قدرت خالق قدير بر هر چه خواهد و به هر نحو كه اراده نمايد و مصلحت را در آن داند.
[ابن تمّره و حيلهاش در كشتن مار]
و اما آن مرغ كوچك كه «ابن تمّره» مىنامند، و آن كوچكتر از گنجشك است در بعضى اوقات بر درختى آشيان ساخته بود، ناگاه نظر كرد مار عظيمى را مشاهده نمود كه قصد آشيان آن دارد، دهان باز كرده كه جوجههاى آن را بلع نمايد، از مشاهده اين حالت مضطرب