توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٢٥ - اشكال ديگر
شدهاند و هر يك به نادانى سخنى گفتهاند.
از جمله چيزهائى كه پستتر از ذات اقدس اوست و عقل عاجز است از معرفت آن، اين آفتاب است كه مىبينى كه بر عالم طالع مىشود و كسى حقيقت او را نمىداند و به اين سبب فلاسفه در حقيقت آن سخنهاى مختلف گفتهاند: بعضى گفتهاند كه: فلكى است ميان تهى و مملو از آتش است و دهانى دارد كه اين حرارت و شعاع از آن ساطع مىشود.
و بعضى گفتهاند: مانند ابر است[١] و بعضى گفتهاند: از آبگينه است و قبول ناريّت از عالم مىكند و شعاعش را بر عالم مىافكند.
و بعضى گفتهاند: جسم لطيفى است كه از آب دريا منعقد مىشود، و بعضى گفتهاند: اجزاى بسيار است كه از آتش مجتمع شده.
و بعضى گفتهاند: جوهر پنجم است به غير از عناصر چهارگانه.
باز در شكلش اختلاف كردهاند: بعضى گويند: صفحه عريضى است.
و گروهى گويند كه: كره مدحرجهاى است.
هكذا در مقدارش اختلاف دارند: بعضى گمان كردهاند كه به قدر زمين است، و بعضى گفتهاند كمتر از زمين است، و بعضى گفتهاند كه از جزيره عظيمه بزرگتر است، و اصحاب هندسه مىگويند كه: صد و
[١] اين احتمال در نسخه ش ٦٠٥١ نيست.