توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٢٠ - اشكال ديگر
هلاك نمود و «بلبيس» را كشت.
و اگر عقوبت بعضى از اشرار و مثوبت جمعى از اخيار را براى مصالح بسيار تأخير كند به دار القرار، موجب بطلان تدبير عزيز جبار نيست زيرا كه بعضى از پادشاهان زمين گاه است كه انتقام بعضى از نافرمانان و انعام گروهى از مطيعان را براى مصلحتى چند تأخير مىكنند و منافى تدبير ايشان نيست، بلكه عقلا اينها را از تدبيرات حسنه ايشان مىشمارند. و هر گاه براهين قطعيه و دلايل يقينيه دلالت كند بر آن كه اشياء را خالق حكيم قادرى هست بايد كه آنچه بينند حمل بر حسن تدبير او كنند زيرا كه صانع خلق خود را مهمل و ضايع نمىگذارد مگر به يكى از سه وجه:
اول- آن كه عاجز باشد.
دوم- آن كه جاهل باشد به كيفيت تدبير.
سوم- آن كه شرارت او مانع باشد از ايصال خير و نفع به عباد، و جميع اينها در حقّ خالق عالم جلّ و علا محال است زيرا كه خالق چنين خلقى با اين عظمت و وسعت و كمال عاجز نمىباشد و نظام چنين كه در عالم مشاهده مىشود و مصالحى كه در هر چيز به عمل آمده از جاهل به وجود نمىآيد و چنين صانعى را به جهل نسبت نمىتوان كرد و خداوند با اين كمال و رفعت و با اين لطف و رحمت و منعم به اين جلايل نعمت به شرارت و خسّت منسوب نمىباشد.
پس معلوم شد كه صانع اين خلق به حسن تقدير تدبير خلق خود