توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٢٤ - اشكال ديگر
پادشاهى او و قبول كنند فرمان او را. نمىبينى اگر مردى به در خانه پادشاه بيايد و بگويد كه خود را به من بنما كه خوب تو را بشناسم و گر نه طاعت تو را نمىكنم، هر آينه مستحق عقوبت پادشاه خواهد شد. هم چنين اگر كسى گويد كه: من اطاعت خالق نمىكنم تا او را به كنه بشناسم، هر آينه خود را در معرض سخط او در آورده خواهد بود.
اگر گويند كه: ما او را وصف مىكنيم كه عزيز است و حكيم و جواد است و كريم؟
جواب گوئيم كه: اينها همه صفات اقرار است نه صفات احاطه، زيرا كه اذعان مىكنيم كه حكيم است و كنه حكمت او را نمىدانيم بلكه به وجهى تصور كردهايم. و هم چنين «قدير» و «جواد» و ساير صفات كماليه او را اثبات مىكنيم اما آن صفات را به كنه ندانستهايم چنانچه آسمان را مىبينيم و حكم به وجودش مىكنيم اما حقيقت و جوهرش را نمىدانيم و دريا را مىبينيم اما عمقش را و منتهايش را نمىدانم و امر او بالاتر است از اين مثالها و مثلها قاصر است از او و اما عقل را راهنمائى مىكند به سوى معرفت او.
اگر گويند كه: چرا مردم اختلاف كردهاند در ذات و صفات او؟
گوئيم: براى آن كه اوهام و عقول قاصراند از رسيدن به ساحت و جلالت و عظمت او، چون از اندازه خود تجاوز كردهاند و طلب معرفت او نمودهاند و مىخواهند احاطه به كنه او كنند با آن كه عاجزند از ادراك امرى چند كه در خفا از او پستترند، لهذا حيران