توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٦٢ - تابش ماه و برخى فوايد آن
از نور خورشيد نيابد زهى منعمى كه در خوان احسانش گرده خورشيد را به ذرات بر جميع ساكنان معموره امكان از جماد و نبات و انسان و حيوان قسمت كرده و هيچ يك را بىبهره نگذاشته.
پس فرمود كه: اگر آفتاب يك سال يا كمتر تخلف مىورزيد و بر اهل جهان نمىتابيد حال ايشان ابتر مىبود، بلكه ايشان را در آن حال ثبات و بقا محال مىنمود، پس مردم نمىبينند كه اين قسم امور جليله كه نزد ايشان در تحصيل آنها چاره و حيله نيست چگونه بر مجارى خويش جارى گرديدهاند و جهت صلاح عالم و بقاى نوع بنى آدم از اوقات خود تخلّف نورزيدهاند.
استدلال كن به ماه كه در آن دلايلى است نمايان بر وجود خداوند عالميان كه عامّه ناس در معرفت ماهها به كار مىفرمايند، و سال قمرى را به آن مىشناسند اما با سال شمسى كه مبنى بر حركت آفتاب است موافق نيست زيرا كه سال قمرى جميع چهار فصل را فرا نمىگيرد و نشو و نماى ثمار و اشجار در آن مدت تمام نمىشود و به اين سبب ماهها و سالهاى قمرى از ماهها و سالها شمسى تخلّف مىورزند و ماهى از ماههاى قمرى مانند ماه مبارك رمضان گاه در زمستان گاه در تابستان مىباشد.
[تابش ماه و برخى فوايد آن]
تفكّر كن در روشنى و تابش ماه در ظلمت شب سياه و منفعت آن زيرا كه به آن بر مصلحتى كه گفتيم كه در تاريكى شب هست از براى