توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٣٧ - حيله روباه
خود را از آشاميدن جلوگيرى مىنمايد براى آن كه مبادا به واسطه خوردن آب سم در تمام جسدش سرايت بكند و او را بكشد لذا به غدير آبى ممكن است برسد و از تشنگى ناله مىكند اما آب نمىآشامد، چون اگر آشاميد فوراً مىميرد.
نگاه كن كه صانع حكيم چگونه طبع اين بهيمه را مجبول گردانيده است بر آنكه صبر نمايد بر چنين عطش غالبى از خوف مضرّت آن، و انسانى كه در نهايت عقل و تميز باشد نفس خود را از چنين امرى كه اين مقدار خواهش داشته باشد از خوف ضرر غالباً منع نمىكند.
[حيله روباه]
و روباه وقتى كه طعمه به دستش نيايد خود را به روش مرده مىاندازد و شكمش را باد مىكند به حيثيتى كه مرغى كه بر آن مىگذرد گمان مىكند كه مرده است، پس به طمع آن كه آن را بدرد و از گوشت او بخورد بر جثّه آن مىنشيند، آنگاه روباه مىجهد و آن را شكار مىكند، پس خداوندى كه او را محتاج به روزى گردانيده و آن را نطق و عقل نداده، طبع آن را براى تحصيل روزى بر اين اصناف روباه بازىها مجبول گردانيده، زيرا كه روباه توانائى كه ساير درندگان دارند در مغالبه و معارضه با شكار خود مانند شير و ببر و پلنگ و امثال آنها ندارد، پس حكيم عليم به عوض آن توانائى، مزيد فطنت و زيركى به او ارزانى داشته كه معاش خود را تحصيل تواند نمود.