خدا خانه دارد

خدا خانه دارد - شهيدى، فاطمه - الصفحة ٦٧

من مى‌ترسم. از لرزش بعد از فرود واژه مى‌ترسم. از اين كه ديگر نگذارى لاى جامه‌هاى به خود پيچيده‌ام بمانم. از اين كه بخواهى برخيزم.

من مى‌خواهم بخوابم. لاى لايه‌هايم. من از برخاستن مى‌ترسم.

تو مرا مبعوث مى‌خواهى. برانگيخته! رسول اقليم كوچك خودم! و من مى‌گريزم، از تمام آن چه مرا به نام تو مى‌خواند.